عاشقانه های آقا سید و زنش

سه شنبه 31 اردیبهشت 1387 ساعت 17:00 عاشقی آغاز شد و شنبه 28 اسفند 1389 ساعت 20:00 به وصال رسیدیم

 

بخاطر ساختن 3 سال رویایی ، متشکرم همسرم

موضوع مطلب : عاشقانه ها / خوشبختی
زن آقا سید|پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٢|۱۱:٤٤ ‎ق.ظ| نظرات ()

خوشبختی یعنی اینکه مخاطب خاصت اسفندی باشه؛ نـــــــــــــــــــه آقا سید؟!!!

جشن تولد و سالگرد ازدواجمون قبل از موعد برگزار شد بخاطر نبودن آقا سید در تاریخ واقعی!!

هدیه همسرم به من یک انگشتر بَسیـــــــــار زیبا + دسته گل و هدیه من به اون در حال طراحی و ساخته که بدلیل ناتمام موندنش قرار شد بعد از برگشت آقا سید بهش بدم و بعد اینجا مینویسم که چی بوده چون میخوام سوپرایز باشه.

به علت نبود لپ تاپم به عکس ها دسترسی ندارم که بزارم..

* آقا سید نازنینم حرفای امشبت واقعا تکان دهنده بود، مثل یه شوک واقعی... خدا به دادمون برسه از این دوری ها..

 پی نوشت از آقا سید:

اندازه ی عشقمو دیگه خودمم نمیدونم! فقط خدا میدونه چقد دوست دارم.

یه پیج به وبلاگ اضاف خواهم کرد با عنوان جواب کامنت های خصوصی احتمالا، برای جواب دادن به کامنت های خصوصی ای که آدرس وبلاگ یا ایمیل ندارن.

موضوع مطلب : خاطرات (بعد از عروسی) / هدیه ها
زن آقا سید|دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩٢|۱۱:۳٦ ‎ب.ظ| نظرات ()

لینک عکس

موضوع مطلب : قالب وبلاگ
زن آقا سید|جمعه ۱٦ اسفند ۱۳٩٢|۸:٠٦ ‎ب.ظ| نظرات ()

اسفند 90

اسفند 91

اسفند 92 به زودی انشاالله...

موضوع مطلب : خاطرات (بعد از عروسی) / خاطرات (بعد از عقد)
زن آقا سید|پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳٩٢|۱۱:٢٩ ‎ب.ظ| نظرات ()

بسم الله الرحمن ارحیم

قدم قدم تا ...

امروز اولین گام برای رسیدن به آرزوهای بزرگ آیندمون رو برداشتیم..

راه دور و درازی در پیشه..

ببخشید که هیچ توضیحی نمیتونم بدم. هر وقت گام ها بزرگتر و جدی تر شد حتما کامل خواهم نوشت.

موضوع مطلب : قدم قدم تا
زن آقا سید|یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩٢|۱۱:٢٢ ‎ق.ظ| نظرات ()

حرف بزنید حرف بزنید حرف بزنید!

تا جایی که امکان داره برای بهتر شناختن همدیگه با هم حرف بزنید. شناخت که فقط برای قبل از ازدواج نیست. مخصوصا توی جامعه ی ما که بیشترین شناخت بعد از ازدواج بوجود میاد!

از این سوالای مسخره ی زندگی بهم زن به اسم شناخت، هم نپرسید: دوستم داری؟ چندتا؟ امروز دیگه دوستم نداری؟ چرا؟

این سوالا فقط ویران کننده ی زندگی هستن..

بعضی وقتا با یه فنجون چای گرم یا هر نوشیدنی ای توی خلوت دو نفره بشینین و فقط حرف بزنید.. هیچ اشکالی نداره اگه درباره ی هــــــــــر مساله ای راجع به خودتون به همسرتون اطلاعات بدین؛ اتفاقا بعد از همین اطلاعات دادن هاست که زندگی شیرین تر میشه....

همسرتونه دوست پسرت/دختر تون نیست که بخواین خودتون رو آروم واسش ورق بزنید!

خیلی راحت بگین اگه بوسیده شدن وقت و بی وقت رو دوست دارین اگه دوست دارین تنهایی برید خرید. اگه دوست دارید هدیه بگیرید و همسرتون اینکارو نمیکنه بهش بگین. بگین که ارزش مادی هدیه هیچ اهمیتی نداره حتی اگه خودش از کاموای شما یه بافت مسخره درست کنه و به عنوان گردنبند بهتون بده.. توقعاتتون از زندگی مشترک رو با هم درمیون بزارین و دلایل هم رو برای برآورده نکردن این توقعات بشنوین شاید شما قانع شدین!!

خیلی خیلی مهمه که اگه در مورد خواسته هاتون اطلاعات دادین و همسرتون فراموش کرد یا انجام نداد عصبانی نشین و به زندگی شیرینتون دامه بدین و یادتون بمونه که این زندگی سال های سال ادامه داره و فرصت برای برآورده شدن خواسته های من زیاده.. مثلا تولد امسالم نشد، سال دیگه ای هم هست. پس مدتی بعد میتونم دوباره باهاش حرف بزنم و بگم که هدیه گرفتن رو دوست دارم.... البته هدیه فقط یه مثال. در هر مورد دیگه ای هم چاره ی کار فقط حرف زدن با آرامشِ

مثلا درمورد زندگی ما: آقا سید توی همه ی کارای خونه بهم کمک میکنه... من میدونم که از ظرف شستن خوشش نمیاد! بی هیچ دلیلی. فقط خوشش نمیاد.. توی هیــــــــــچ شرایطی ازش نمیخوام ظرفا رو بشوره. حتی اگه ظرفام دو روز متوالی توی سینک بمونن!!

فرستنده:زن آقا سید!!

 

برای بهتر زندگی کردنم منتظر تجربه هاتون هستم.

موضوع مطلب : تجربه هامون (همسرداری)
زن آقا سید|جمعه ۱۸ بهمن ۱۳٩٢|۳:۱٩ ‎ب.ظ| نظرات ()

وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم؟

یه 14 دیگه هم تموم شد با تمام دلتنگی هاش و امروز دیگه رو ابرا باید دنبال من بگردین! خوشحالیم مثل همیشه قابل وصف نیست..

روز به روز که میگذره احساس میکنم بیشتر دوستش دارم، احساس میکنم هیچوقت اینجوری دوستش نداشتم و این در حالیه که همیشه فک میکردم دوست داشتن بیشتر از این امکان نداره!!

خیلی کار دارم، خیـــلی. اگه سید مهدی اجازه بده باید برم بیرون. یه شاخه ی بزرگ گل داوودی مینیاتوری بگیرم و توی آب بزارم روی میز کنار مبل. باید برم آرایشگاه. خونه ها رو هم باید تمیز کنم...

وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

روزای خیلی طلایی یادته؟:  نه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس میخوام...عمر دوباره ی منی تو رو واسه نفس میخوام

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یه بیسکویت رنگارنگ دادم دست سید مهدی که بزاره بیام اینجا و بنویسم!!

موضوع مطلب : لحظه دیدار نزدیک است
زن آقا سید|شنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٢|۸:٥٧ ‎ق.ظ| نظرات ()

شعار عشقمون