عاشقانه های آقا سید و زنش

شعله زد عشق و من از نو ،نو شدم

پر شدم از عشق تو مملو شدم

شوق شیدایی مرا از من گرفت

من به خود برگشتم از تو تو شدم

آه ، با تو من چه رعنا می شوم

آه ، از تو من چه زیبا می شوم

عطر لبخند خدا می گیرم و

شکل آواز پری ها می شوم

با تو من هم جامه ی شب می شوم

هم طپش با گرگره تب می شوم

با تو من هم بستر گلبرگ ها

از شکفتن ها لبالب می شوم

آه ، هستی جز تمنای تو نیست

آه ، لذت جز تماشای تو نیست

یک نفس دور از تو باشم ، مرده ام

زندگی جز مرگ در پای تو نیست

شعله زد عشق و من از نو ،نو شدم...

موضوع مطلب :
زن آقا سید|٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٥|٢:٤٩ ‎ب.ظ| نظرات ()