عاشقانه های آقا سید و زنش

شبه داریم شام میخوریم؛ من و سید مهدی. بابا روی مبل نشسته تی وی میبینه.

سیب زمینی غذای مورد علاقه ی سید مهدیه.چند تا دونه که خورد، بلند شد و با یه دونه سیب زمینی رفت سمت بابا.

سید مهدی:

بابا عزیزم سیب زمینی بخور

......

این جریان همون شب چند بار تکرار شد

بابا عزیزم سیب زمینی بخور

موضوع مطلب : کوچک های بزرگ زندگی / عشق دوم(پسرکمون)
زن آقا سید|۱٥ مهر ۱۳٩٤|٥:٤٥ ‎ب.ظ| نظرات ()