عاشقانه های آقا سید و زنش

سه شنبه 31 اردیبهشت 1387 ساعت 17:00 عاشقی آغاز شد و شنبه 28 اسفند 1389 ساعت 20:00 به وصال رسیدیم

 

صبح 29 اسفند 1390 آرایشگاهه ؟؟؟

از 3 روز قبل از عروسی بکش و خوشگلم کن داشتم! روز اول اپی روز دوم اصلاح و رنگ مو و روز سوم یعنی بیست و نهم هم که ..........

فکر میکنم تنها عروسی بودم که به علت اضافه وقت توی آرایشگاه رقصیدم!! و بعدشم آتلیه و بعد از اون رقص توی کافی شاپ . و جیغ و سوت های مهمونای نوروزی هم در شهر پدری بدرقه ی راهم شد و راهی شهر آقا سید شدیم. از آقا سید و خانواده ش تشکر ویژه میکنم بخاطر زحمت هایی که کشیدن و باشکوه ترین جشن ممکن رو برامون برگزار کردن....

بعد از جشن هم توی خونه ی خودمون، اتاق خوابمون رو با شمع و گل به Honeymoon Suite تبدیل کردیم و ............!

... و پرونده ی زیباترین شب زندگیم همون شب بسته شد..

بعد از عقد و قبل از عروسی فکر میکردم عشق آخری داره که من به آخرش رسیدم و دیگه بیشتر از این امکان نداره اما بعد از عروسی متوجه شدم که عشق و دوست داشتن تا بینهایته و الان بیشتر از همیشه دوستش دارم و مطمئنم که روزی دوباره خواهم گفت بیشتر از همیشه دوست دارم عزیزم.

خدای مهربونم شکرت شکرت شکرت

عکسها:

بعضی عکسها از فیلم گرفته شدن و کیفیت خوبی ندارن.

نیم رخ من و آقا سید هدیه ی عروسی ما به شما بخاطر تبریک هاتون و اینکه توی لحظه ی عروسی به یادمون بودین..

صبح عروسی آقا سید حلقه شو برای نماز درمیاره و بعد دیگه پیداش نمیکنه!! حلقه ی نامزدی رو میپوشه . من از این اتفاق خىــــــــــــلی خوشحال شدم! حلقه ی ازدواجمون دقیقا مثل همدیگه ست. عکس حلقه های نامزدیمون توی یکی از پست ها هست. در ضمن حلقه شو بعد از عروسی پیدا کرد!

توی آرایشگاه هم بعد از آرایش کامل و پوشیدن لباس، من نماز ظهری خوندم که نه محض خدا که محض ریا شد!! انقد که مشتری ها اومدن دورمو گفتن واااااااای چقد خوشگل!!!! نماز ظهرمو شکسته خوندم و غروب قبل از تالار که برای تمدید آرایش برگشتم آرایشگاه نماز کامل خوندم.

بعد از آرایشگاه برنامه آتلیه داشتیم

بعد از آتلیه برنامه ی کافی شاپ بود : عکس من + نوشیدنی   و   عکس من و آقا سید  توی کافی شاپ

توی تالار هم بعد از رقص چاقو و خالی کردن جیب آقا سید با دیدن این گوشواره ها برق از چشام پرید و چاقو رو دو دستی تقدیم کردم!

ماشین عروس!  و عکس حنا 

بعد از مراسم هم رفتیم خونه و کمی پایکوبی هم اونجا و بعدش آماده کردن اتاق ماه عسلمون : ورودی ، نمای کلی ، 2باره نمای کلی و نمای جزئی1 و 2 !

بعد از اینکه آقا سید عکس و فیلم گرفت عروس!!  وارد میشود.

و کارت عروسی  ..

وسط اون قلب بزرگه وسطی نوشته بود happy wedding و متن توی کارت این بود:

و هستی با عشق آغاز شد

عشق ما رو به خدایی شدن است، رو به برتر شدن از هر حسی که در این عالم خاکی پیداست دوست میداریم همدگر را از همین نقطه ی خاکی تا عرش ...

این عکس کارت رو توی فرشگاهش گرفتیم و خودمون خواستیم روش happy wedding بنویسن، بخاطر همین اینجا روی کارت خالیه

راستی شب خواستگاری من به خانواده ی آقا سید گفتم که نه برای عقد و نه برای عروسی جشن بزرگ نمیخوام و میخوام عروسیم ماه عسل باشه اما برای هر دو بهترین جشن ممکن رو گرفتن. بازم تشکر

موضوع مطلب : خاطرات (بعد از عقد) / جشن ها
زن آقا سید|شنبه ٥ فروردین ۱۳٩۱|۱:٠٧ ‎ب.ظ| نظرات ()

شعار عشقمون