عاشقانه های آقا سید و زنش

سه شنبه 19 اردیبهشت

برای نماز ظهر رفتیم مسجد. رفتم کنار ستون نشستم و تکیه دادم، ستون هم که جای پیرزن ها!! یه خانوم اصفهانی(میترسم بگم پیر) اومد کنارم نشست. خیلی با محبت بود اما یکم زیاد حرف میزد و نمیذاشت قرآن بخونم. از اونجا بلند شدم رفتم که جای دیگه ای پیدا کنم و بشینم، خیلی جلوتر رفتم که یه دفعه دختر خارجی! اومد سمتم و عینک آفتابیم که توی کاورش بود رو بهم داد و گفت از کیفت افتاده. شاید اگه جای دیگه ای بود اسم Police روی کاور هر کسی رو وسوسه میکرد برای پس ندادن.

اونجا که بودم خیلی دلم میخواست بدونم اونایی که از کشورای دیگه میان چند روز مکه و چند روز مدینه میمونن. بخاطر همین رفتم کنار خانومی نشستم، سنش بین 30 تا 40 میزد. تمایلی به حرف زدن نداشت، وقتی ازش پرسیدم میتونی EN حرف بزنی گفت: Yes, why ؟  ادامه اینکه ازش پرسیدم کجایی هستین و چند روز مدینه و چند روز مکه میمونید؟ اندونزیایی بود 4 روز مدینه و 4 روز مکه. وقتی بهش گفتم ما 6 روز مدینه و 6 روز مکه می مونیم با تعجب گفت : 6Daaaaaaaaaaaaaaaays

بقیع و مظلومیت 4 معصومش، امام حسن مجتبی، امام سجاد، امام محمد باقر، امام جعفر صادق

قبرای بی نشونی که سعودی ها حتی اجازه نمیدادن چند دقیقه راحت کنارشون بایستی، چه برسه به اینکه کتاب دعایی باز کنی یا دو رکعت نماز زیارت بهشون هدیه کنی. زن ها هم که اصلا اجازه ی ورود نداشتن.

آقا سید با گوشیش دو تا عکس از قبرستان بقیع گرفته ولی چون الان سر کاره نمیتونم عکس ها رو بزارم. اگه عکس ها خوب بودن فردا میزارم، اگه بد بودن هم از نت سرچ میکنم و میزارم.

توصیه میکنم حتما اینجا رو بخونید:

بقیع - ویکی پدیا

عکس ها ی مسجد النبی:

سایبان هایی که توی روز باز بودن شب جمع میشدن و بالای ستونشون روشنایی بود(توی عکس پست قبل مشخصه)

درهای ورودی مسجد

موضوع مطلب : ماه عسل-حج
زن آقا سید|٦ خرداد ۱۳٩۱|۱٠:۱٤ ‎ق.ظ| نظرات ()