عاشقانه های آقا سید و زنش

سه شنبه 31 اردیبهشت 1387 ساعت 17:00 عاشقی آغاز شد و شنبه 28 اسفند 1389 ساعت 20:00 به وصال رسیدیم

 

چهار سال و دو ماه گذشته

یا یک سال و چهار ماه

یا چهار ماه؟

کدومش؟

یه وقتی 31 اردیبهشت روز مقدسی بود، جشن میگرفتیم واسش! حلقه ی نامزدیمو توی اون روز گرفتیم.

گذشت و گذشت، شد 28 اسفند 89، از اون روز به بعد، بیست و هشتم هر ماه رو به همدیگه تبریک میگفتیم.

حالا بیست و نهم هر ماه رو داریم که شده یه روزه قشنگ و به یادموندنی.

از 31 اردیبهشت 4 سال و 2 ماه

از 28 اسفند 1 سال و چهار ماه

و از 29 اسفند 4 ماه میگذره.

آقا سید دیشب مبگفت 29 اسفند رو خیلی دوست داره، چون توی این روز عروسی کردیم و واسش روز خیلی خیلی خوبی بودنیشخند

الان 4 ماهه که زیر یه سقفیم.

اما این تاریخ تقویمیه. فقط 2 ماهه که با همیم.

برامون دعا کنید. دعا کنید که وقتی میگم یک سال گذشت، شش ماه نباشه بودنمون کنار هم...

دیگه خسته شدم، از 14  14 ای خسته شدم... زندگی برام سخت شده.. امروز چهارمین ماهگرده همخونه شدنمونه........ اما هیچی نمیتونم بنویسم، هیچیـــــــــــ

دلتنگی، جفتمون رو داغون کرده، دلخوری های وقت و بی وقت پیش میاره، سره پیش پا افتاده ترین مسائل.. خسته شدم دیگه

آهنگ وبلاگ با firefox اجرا نمیشه. در صورت تمایل IE

 

موضوع مطلب : خاطرات (بعد از عروسی)
زن آقا سید|پنجشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩۱|۳:۱٦ ‎ب.ظ| نظرات ()

شعار عشقمون