عاشقانه های آقا سید و زنش

سه شنبه 31 اردیبهشت 1387 ساعت 17:00 عاشقی آغاز شد و شنبه 28 اسفند 1389 ساعت 20:00 به وصال رسیدیم

 

میدونم... دلیل خیلی معقولی انتخاب نکردم. شوهرم چیزای زیادی برای دوست داشتن داره . این شاید مثل آهنگ عروسک ارغوانی بچه ها باشه که میخونه : "من دوست دارم، تو منو دوست داری، ما خانواده شادی هستیم. با یه بوسه و آغوش بزرگ"

درک اینکه من دوست داشته میشم همه چیزه دنیا رو برام متفاوت تر میکنه. این میتونه زیر بنای یه رابطه ی قوی باشه. زندگی سخته و نگه داشتن رابطه ها هم کار سختیه.

من چطور میفهمم که تو منو دوست داری؟ همین قدر بگم کافیه که : تو عشقت نسبت به منو به هزاران روش نشون میدی.

حالا وقتشه که یه اعتراف کنم. من مطالب زیادی درباره عشق و رابطه ها خوندم. درباره مهمترین احساساتی که انسانها نیاز دارن چیزایی میدونم و میدونم که مردها از سیاره دیگه ای هستن!! و وقتی برای کارهای رمانتیک میان جلو کلا به زبان دیگه ای حرف میرنن!!! اما با این وجود و بعد از این همه مدت هنوز نمیدونم که چطور شوهرم رو دوست داشته باشم و توی رفتارم چی درسته و چی غلطه؟ هر کاری که انجام میدم یا هر حرفی میزنم احساس میکنم اشتباهه و در این مورد ( مثلا ) نباید سخت میگرفتم یا ناراحت میشدم یا اصلا به روی خودم میاوردم. اما واقعا نمیدونم چطور رفتار کنم.

آره من بهت قول دادم دوست داشته باشم، بهت احترام بزارم و بهت آرامش بدم.

من خودم رو متعهد به دوست داشتن تو میدونم.

گفتن از خودم فعلا کافیه. یکم از اینکه تو چی درباره من فکر میکنی بگم شاید بهتر باشه. این وبلاگ درباره منه و اینکه چرا شوهرم را دوست دارم و گفتن عاشقانه هام. اما باید درباره تو هم باشه و اینکه چطور عشقتو به من نشون میدی. تو عشقتو به روش های مختلفی ابراز میکنی و درمقابل هم حتما از من توقع داری که عشقمو همیشه و به روش های مختلفی ابراز کنم که حتما هم خواهم کرد.

زیباترین گلدون گلی که توی اتاقم گذاشته و هر دفعه که میای یه شاخه گل بهش اضافه میشه عشقتو به من ثابت میکنه با نشون دادن اینکه وقتی تو برای دو هفته اینجا نیستی به من فکر میکنی. من میدونم که شاید چند شاخه گل معنی خاصی برای یه پسر نداشته باشه، اما با دیدن اون گلدون هر روز احساس میکنم عاشقترم و عشق تو رو هم با تمام وجودم حس میکنم و حسه عشق تو به ابراز شدیدتر عشقم بیشتر کمک میکنه.

هدیه روز زن ، گوشواره های فوق العاده قشنگ...

هدیه های وقت و بی وقت و بدون مناسبت...

و .... و... و  ؟

و از همه ی اینها مهمتر تو عشقتو قبل از عقد نشون دادی، چیزایی که بالا گفته شد برای یه دختر 14 ساله دلنشینه هر چند که برای منه 22 ساله هم فوق العاده هستن اما چیزی مهمتر از اینها وجود داره که هیچوقت اجازه نمیده من بخوام حتی ذره ای به عشق تو شک کنم.

گذشتن از بزرگترین حقی که میتونستی داشته باشی اما بخاطر با من بودن ازش گذشتی. یعنی هر دوی ما ازش گذشتیم ولی گذشتن تو برای من خیلی ارزش داشت.

و خدا هم نذاشت که عشق دو عاشق ناقص بمونه و چند هفته بعد از ازدواج همه چیز رو برای ما کامل کرد.

من خیلی خوشبختم بخاطر داشتن شوهری که دوستم داره.

خدایا بهم کمک کن بتونم به شوهرم نشون بدم که چقدر دوستش دارم.

 

موضوع مطلب : چرا شوهرم را دوست دارم؟
زن آقا سید|دوشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٠|۱:۳٧ ‎ق.ظ| نظرات ()

شعار عشقمون