عاشقانه های آقا سید و زنش

سه شنبه 31 اردیبهشت 1387 ساعت 17:00 عاشقی آغاز شد و شنبه 28 اسفند 1389 ساعت 20:00 به وصال رسیدیم

 

در این مورد نمی نویسم.

اما هر دومون خوب میدونیم که خدا هم بهمون نشون داد که این عشق خداییه و باعث خوشبختیمون میشه.

خدا جونم، ای عزیز ماندگار ، به خداوندی خودت قسم خیلی دوست دارم.

علاوه بر اون چیزی که نمیخوام درباره ش بنویسم ، از دو اتفاق قشنگ توی مراسم عقدمون میگم:

وقتی برای خرید عقد رفتیم اولین چیزی که خریدیم قرآن بود.

وقتی عاقد میخواست شروع کنه به خطبه خوندن و ما قرآن رو باز کردیم............

.......سوره ی یوسف باز شد.

وقتی میخواستیم از محضر بریم خونه و داشتن میوه ها رو میبردن دو تا سیب قرمز از ظرف میوه ها افتاد و همونجا باهاش عکس گرفتیم!

سیب قرمز نماد عشقه.

عشق من ! من فقط از اون اتفاق میگم و دوستش دارم چون..

..چون اون وقتی که دلم ازت خیلی گرفته بود خیــــــــــلی سبکم کرد نفسم.

 خدایا کمکان کن قدر این عشق را بدانیم.

موضوع مطلب : چرا شوهرم را دوست دارم؟
زن آقا سید|جمعه ٢۱ امرداد ۱۳٩٠|۳:٥۱ ‎ب.ظ| نظرات ()

شعار عشقمون