عاشقانه های آقا سید و زنش

سلام دوستای عزیزم

به قول یکی از خواننده های خاموش قول داده بودم که دیگه رمزی ننویسم . برای رمزی نوشتنم دلیل داشتم که دیگه اون دلیل وجود نداره و اهمیتی هم نداره.

فقط دو پست خصوصی مونده بودن که اونا هم عمومی شدن..

این وبلاگ، بخاطر پر شدن از عکسهای منو آقا سید، جایی شده که خیلی از دوستان و فامیل هایی که هیچوقت بهمون زنگ نمیزنن حالمون رو بپرسن!!!جزییات زندگیمون رو از اینجا با خبر میشنخنده . مطلب مهم پست 187 رو دوست داشتم اول از خودم یا خانواده م بشنون تا اینکه بیان و اینجا بخونن.

من سر قولم هستم، مطمئن باشین.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کامنت ها رو بی جواب تایید میکنم، مگر اینکه حتما نیاز به جواب دادن باشه. همین جا ازتون تشکر میکنم، ببخشید که نگرانتون کردم، الان خدا رو شکر خیلی بهترم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یه دوستی توی کامنتش گفته بود من دو تا وبلاگ دارم، خصوصی بود، اینجا میگم، عزیزم من جز این وبلاگ، هیچ وبلاگ دیگه ای ندارم. حالا کی بوده که شبیه به من یا حتی با اسم من مینوشته؟ نمیدونم چرا دلم خواست ببینم این وبلاگ رو؟!

ـــــــــــــــــــــــــــــ

یکی دیگه از دوستان هم توی کامنت ها خوردن زنجفیل رو بهم توصیه کرده بود که خیلی خوبه، نظر شما چیه؟

موضوع مطلب : دسته بندی نشده
زن آقا سید|۱٩ دی ۱۳٩۱|٢:۳٥ ‎ب.ظ| نظرات ()