عاشقانه های آقا سید و زنش

دلم یه پست عاشقانه میخواد. یه پست به جبرانِ 3 ماه، ابراز محبت نکردن خودم.. یه پست یا حتی یه کار به جبران سه ماه زندگی کردن بدون ابراز عشق حتی بدون جبران ابراز عشق... حدودا 2 ماه و نیم از بارداریم میگذره، کل زندگیم رو تحت تاثیر قرار داده... حتی احساسمو. دست خودم نیست، نه اینکه خودم بخوام. همش حالت تهوع همش ضعف... حدودا سه ماهه که آرایش نکردم، اصلاح فقط یک یا دو بار. به اپیلاسیون نیازِ فوری دارم. حدودا سه ماهه که آشپزی نکردم. فقط سه چهار بار ظرف شستم. بوی غذا یا هر چیزِ دیگه ای حالمو بد میکنه. حس بویاییم انقدر قوی شده که دیشب آقا سید روی صندلی نشسته بود، رفتم بغلش گرفتم، چند ثانیه بعد بهش گفتم بوی مردای زحمت کشیده میدی!! آقا سیدم بیچاره به این خوش بویی..

آقا سیدم بهت قول میدم، تا وقتی خودم حالم خوب باشه و توان داشته باشم، زندگی عاشقانمون، عاشقانه ادامه داشته باشه..

راستش چند وقت بعد از بارداریم، یه ترسی اومده سراغم! همش به این فک میکنم که اگه بچه بیاد، عاشقانه های منو آقا سید تموم میشه!!! هر جا که هستیم، بچه هم هست.. بهش میگفتم: اگه بچه بیاد، بعد ما بریم سفر اونوقت توی ماشین نمیتونیم برای هم شعرای عاشقانه بخونیم، یا با آهنگ با صدای بلند بخونیم، هر چند وقت همدیگه رو ببوسیم یا دستای همو بگیریم و به هم جونِ تازه ای بدیم!!( حین رانندگی هر بار که دستای همو گرفتیم، یه صحنه ی تصادف رو خدا کمکون کرده گذروندیم!!!) این یه مثال ساده بود، اما کلا از زندگی سه نفره بخاطر لحظات عاشقانمون میترسم. اول من بودم که عاشق بچه بودم، بعد که آقا سید یه دفعه ای راضی شد، حالا من میترسم و اون بهم قوت قلب میده.. وقتی نگرانی هامو بهش میگم، با حرفاش آرومم میکنه. آینده ی قشنگی رو واسم مجسم میکنه پر از عاشقانه، با بچه ها و نوه هامون!

پی نوشت از آقا سید:

همسرم عشق من:

بیشتر از من، خود تو از علاقه و احساسم به خودت خبر داری. شک ندارم زندگیم بدون تو هیچ رنگی از عشق نداره. هرگز نمیتونم تصور روزی رو بکنم که تو در کنارم نباشی، این تویی که با عشق بی نهایتت و همه مهربونیات به زندگیم معنا دادی. نقشه های زیادی برای آینده حتی بازنشستگی مون در کنار تو و بچه ها و نوه هامون دارم؛ حتی فکر اون دنیا رو هم کردم! یه کاخ طلایی با کلی جزییات دیگه.. آره عزیزم واسه همشون نقشه دارم چون پشتم به تو گرمه میدونم با وجود تو هیچ چیز، دست نیافتنی نیست؛ همین الانشم من همه چی دارم، من هستی رو دارم؛ عاشقانه دوسِت دارم

موضوع مطلب : عشق دوم(پسرکمون)
زن آقا سید|٩ بهمن ۱۳٩۱|۱٢:٠۱ ‎ب.ظ| نظرات ()