عاشقانه های آقا سید و زنش

سه شنبه 31 اردیبهشت 1387 ساعت 17:00 عاشقی آغاز شد و شنبه 28 اسفند 1389 ساعت 20:00 به وصال رسیدیم

 

چه شادیه بی وصفی وقتی با کسی که دوستش داری بتونی رویه یک بالش بخوابی.

همه ی دخترها ( و پسرها! ) قبل از ازدواج مطمئنا معیارهایی دارن که دلشون میخواد زوجشون اون ها رو داشته باشه و هیچوقت هم ( قبل از عاشق شدن ) فکر نمیکنن که ممکنه طرف مقابل تعدادی از اون معیار ها رو نداشته باشه.

بعد ...

عاشق میشیم.

همه ی معیارها یادمون میره؛

بعد ...

ازدواج میکنیم؛

و دوباره اون معیار ها رو به یاد میاریم !!

آره گلم، منم با تو (عشقم) ازدواج کردم و دوباره همه چیز رو به یاد آوردم و خوشبختانه تو امتیاز کامل رو میگیری.

همیشه آرزو داشتم با مردی مثل تو ازدواج کنم.

مردی که ...

گلم اول خوبی هاتو نوشتم . اما بعد با خودم فکر کردم اون خوبی ها در برابر منه. و شاید خیلی جالب نباشه که توی دلیلهای عاشق بودنه خودم ، از عشق و محبت تو نسبت به خودم حرف بزنم، یکم بی انصافی به نظر میومد.

فک کنم اینجوری بگم بهتره که :

تو یه مردی که میتونم بهش تکیه کنم؛

قادری هر مشکلی رو حل کنی؛

یه مرد جذاب و دوست داشتنی هستی،

که با یه نگاه عاشقت شدم.

  پروردگارا کمکم کن بتونم همیشه خوبی هاشو احساس کنم.

موضوع مطلب : چرا شوهرم را دوست دارم؟
زن آقا سید|چهارشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٠|۱:۱٥ ‎ق.ظ| نظرات ()

شعار عشقمون