عاشقانه های آقا سید و زنش

سه شنبه 31 اردیبهشت 1387 ساعت 17:00 عاشقی آغاز شد و شنبه 28 اسفند 1389 ساعت 20:00 به وصال رسیدیم

 

لینک عکس

موضوع مطلب : قالب وبلاگ
زن آقا سید|جمعه ۱٦ اسفند ۱۳٩٢|۸:٠٦ ‎ب.ظ| نظرات ()

لینک عکس

شعر هدر از همسر مهربانم

موضوع مطلب : قالب وبلاگ
زن آقا سید|دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳٩٢|۳:۱٢ ‎ب.ظ| نظرات ()

لینک عکس

موضوع مطلب : قالب وبلاگ
زن آقا سید|پنجشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٢|٦:٤٢ ‎ب.ظ| نظرات ()

لینک عکس

*شعر توی هدر از آقا سیده.

موضوع مطلب : قالب وبلاگ
زن آقا سید|پنجشنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٢|۱٢:٠٤ ‎ق.ظ| نظرات ()

لینک عکس

موضوع مطلب : قالب وبلاگ
زن آقا سید|سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٢|۱:٤۱ ‎ب.ظ| نظرات ()

لینک عکس

موضوع مطلب : قالب وبلاگ
زن آقا سید|سه‌شنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩۱|۱٢:٠۳ ‎ب.ظ| نظرات ()

لینک عکس

موضوع مطلب : قالب وبلاگ
زن آقا سید|جمعه ۱۸ اسفند ۱۳٩۱|٦:۳٤ ‎ب.ظ| نظرات ()

لینک عکس

موضوع مطلب : قالب وبلاگ
زن آقا سید|یکشنبه ۸ بهمن ۱۳٩۱|٩:۳٦ ‎ب.ظ| نظرات ()

لینک عکس

موضوع مطلب : قالب وبلاگ
زن آقا سید|سه‌شنبه ٢٦ دی ۱۳٩۱|٤:٤٩ ‎ب.ظ| نظرات ()

لینک عکس

عکس های دلگردی 4 # حافظیه شیراز.. دستبندها رو هم همونجا گرفتیم. روی دستبندها اسم هامون با خط میخی نوشته شده!

موضوع مطلب : قالب وبلاگ
زن آقا سید|سه‌شنبه ٧ آذر ۱۳٩۱|۱٠:٥٥ ‎ب.ظ| نظرات ()

لینک عکس

*دیروز که میخواستم هدر طراحی کنم، بین عکسهامون گشتم و این عکس نظرم رو جلب کرد؛ من و آقا سید توی ماشین ،شمال(جاده خیرود کنار) ، به علت کمبود جا، به هم چسبیدیم و من تکیه دادم به شونه ی آقا سید و اونم دستشو کشیده جلو که ازمون عکس بگیره.. هدر رو آماده کردم و یه بیت شعر لازم داشتم که درباره شونه های مردونه ی مرد زندگی باشه، خیلی سرچ کردم اما چیز مناسبی پیدا نکردم تا اینکه به آقا سید گفتم یه بیت شعر بگو برای این عکس برای هدر میخوام

"و تخته سنگی از جنس مهر، تکیه گاه عاشقانه هایت

حکاکی حرف قشنگ دوستت دارم ها"

خیلی خوشم اومد، روزی 10 بار میخونمش!!!

موضوع مطلب : قالب وبلاگ
زن آقا سید|دوشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩۱|۱۱:٥٢ ‎ب.ظ| نظرات ()

لینک عکس

موضوع مطلب : قالب وبلاگ
زن آقا سید|دوشنبه ٦ شهریور ۱۳٩۱|۱٠:٥۱ ‎ب.ظ| نظرات ()

لینک عکس

موضوع مطلب : قالب وبلاگ
زن آقا سید|دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱|٧:۳٩ ‎ب.ظ| نظرات ()

لینک عکس

موضوع مطلب : قالب وبلاگ
زن آقا سید|دوشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩۱|۱۱:٠٦ ‎ب.ظ| نظرات ()

لینک عکس

موضوع مطلب : قالب وبلاگ
زن آقا سید|سه‌شنبه ٢ خرداد ۱۳٩۱|۱:٥٠ ‎ب.ظ| نظرات ()

لینک عکس

موضوع مطلب : قالب وبلاگ
زن آقا سید|یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۱|۱۱:٢۱ ‎ب.ظ| نظرات ()

لینک عکس

موضوع مطلب : قالب وبلاگ
زن آقا سید|چهارشنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩۱|۸:۳۱ ‎ب.ظ| نظرات ()

عکس های قالب وبلاگ چند روزه که تغییر کرده. اما چون این قالب رو دوست دارم و تصمیم ندارم هیچوقت عوضش کنم و فقط هر چند وقت یه بار عکس های هدر رو عوض میکنم، میخوام توی هر تعویض یه پست برای عکس ها باشه تا سال ها بعد که خاطراتمون رو اینجا مرور میکنیم، تغییرات عکس ها هم برامون یادآوری بشه!

لینک عکس ها

موضوع مطلب : قالب وبلاگ
زن آقا سید|شنبه ٦ اسفند ۱۳٩٠|٢:۱۳ ‎ب.ظ| نظرات ()

عکس های آقا سید و زنش در هدر وبلاگ.

بعدا نوشت : درباره عکس ها خیلی سوال کردین. فک کنم همین جا یه توضیح کوچیکی در مورد عکس ها بنویسم خوبه. از بالا سمت چپ شروع میکنم:

عکس اول: من و آقایی با ماشین (خیلی مهمه با ماشین!!) رفتیم بیرون که مثل همیشه بریم پیتزایی و همونجا بشینیم و پیتزامونو بخوریم که یه دفعه به سرمون میزنه بریم پارک. میریم مرکز شهر ، یه خربزه و دو تا گلابی میگیریم و برمیگردیم خونه شربت درست میکنم و آجیل برمیدارم(همون که تو ظرفه بستنیه تو عکس مشخصه) با یه پتوی مسافرتی و از اونجایی که هردومون عاشق جاهای شلوغیم میریم به شلوغترین و بزرگترین پارک شهر که اصلا جای خالی نبود واسه نشستن. فقط همین سنگفرش بود که اونم یه پسر بچه ی کوچیک نشسته بود اونجا. بلندش کردیم و خودمون نشستیم!اگه ماشین نبود مثل همیشه آروم مینشستیم تو پیتزایی و بعدم برمیگشتیم خونه. کلی با هم حرف زدیم ، از همه چیز و همه جا .خیلی بهمون خوش گذشت. از خاطره هاییه که هیچوقت فراموش نمیشه.

عکس دوم : با هم رفتیم پیست دوچرخه سواری. من از بچگی عاشق دوچرخه بودم اما هیچوقت نداشتم و بلد هم نبودم. یه ربع طول کشید تا یاد گرفتم و توی این یه ربع آقا سیدم که فداش بشم الـــــــــــهی پیاده دنبالم میومد و هم ازم عکس و فیلم میگرفت وقتی یاد گرفتم اون خیلی عقب موند و مجبور شدم دوباره با سرعت!! برگردم طرفش و دوباره اون همه مسیر رو من با دوچرخه و اون پیاده برگردیم و اونم دوچرخه بگیره و با هم با دوچرخه تا آخر پیست رو رفتیم و برگشتیم. خسته شده بودم از دوچرخه سواری، رفتیم زیر این آلاچیق که میبینید استراحت کردیم.

عکس سوم: نزدیک همون پیست دوچرخه سواریه ولی توی یه روز دیگه. از سایه هامون عکس گرفتیم.

عکس چهارم : توی مسیر یه جای خیلی باصفا چون توی ماشین جا خیلی کم بود منو آقا سید یه کم اومدیم جلوی ماشین با همدیگه. از دستامون و خودمون توی آینه ماشین عکس گرفتم که این یکی رو گذاشتم دیگه.

عکس پنجم : عکس میز تولد آقا سید توی کافی شاپه. که توی آرشیو میتونید خاطره ش رو بخونید.

شاید خاطره ی عکس دوم و سوم و چهارم رو بعدها به تفصیل بزارم.

این زندگی با تو زیباترم میشه

 

لینک عکس ها

موضوع مطلب : قالب وبلاگ
زن آقا سید|پنجشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩٠|٩:٢٢ ‎ب.ظ| نظرات ()

شعار عشقمون