116 - اینجا عشق بیشتر تنفس می شود

ما اینجا زندگی میکنیم:

نمای کلی از حال . حال خیلی بزرگه، یه قسمتش یه فرش 12 متریه با پشتی تکیه ، یه قسمتش هم مبل ها، یه سمت هم تلویزیون فعلا هم میز مخصوص نداره چون دو ماه دیگه که میریم خونه ی خودمون به دیوار نصبش می کنیم و این میز بدون استفاده میمونه. فرش کادوی مادر شوهرم  بود 700 شونه ، البته این تنها کادوش نبود و شب عروسی هم یک میلیون تومن پول نقد هدیه داد.

مبل ها از نزدیک .

اتاق خواب بدون استفاده !! برای خودش کتابخونه ایه ! اون دسته گل هم ، گل خواستگاری 2 هست که الان بد جور خشک شده.

اتاق خواب بدون استفاده یه گوشه ی دیگه ش!! کل وسایلی که توی این اتاق گذاشته همینا هستن.

اتاق خواب ما، میز آرایش !! اون سگ، کادوی تولدم بود دو روز قبل  از عقد.کرم سبزی که روی میز گذاشته توی دومین دیدار با آقا سید، بهم داد . اون کلبه ی برفی با خرس های کوچولوش هم واسه خودش یه گلاب بود یه زمانی که چند وقت پیش از روی میز آرایش افتاد و گلابش شکست.(هدیه های قبل از عقد) عکس های توی آینه هم که مات کردم، عکسای عقدمون هستن روی قاب چوبی

اتاق خواب ما، تخت !! اون خرسی کادوی رتبه سوم شدنم بود، آقا سید توی عقد واسم خریده بود.

قاب عکس چوبی که آقا سید توی دوره ی عقد واسم گرفته بود.

نقاشی های آقا سید که هر 3 تا رو توی دانشگاه و روزهای مختلف کشیده رو هم چسبوندم به دیوار اتاق خواب

سه تا لوح تقدیر از آقا سید توی خونه ی قدیمیشون پیدا کردم، آوردم اینجا، تمیز کردم و یه روز که رفته بود بیرون چسبوندم به دیوار اتاق خواب و وقتی اومد خیلی خوشحال شد..

عکس های کاملتر از اتاق خواب توی پست عروسیمون هست.

آشپزخونه رو تیکه تیکه از وسایل فقط گذاشتم.

یخچال و لباسشویی ، سولاردم ، اجاق گاز ، روغن هام !!! ، سرویس کارد و قاشق چوبی (اونی که روبان سبز داره برای سبزیجات مثل سبزی و پیاز و سیب زمینی و ... و اونی که روبان قرمز داره برای مرغ و گوشت و جگر و ماهی و ... استفاده میشه)، بنشن چای و قند و شکر ، بنشن حبوبات ، حالا از کی نمک شده جزء حبوبات ما هم نمیدونیم.

به جز تلویزیون و لباسشویی و پشتی های تکیه، بقیه وسایل خونه جزء جهیزیه م هستن.

بعد از این پست، رونمایی از آقا سید و زنش!!

/ 55 نظر / 41 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سنا

به من که رمز ندادی.....[گریه][گریه]

دختر بامزه

سلام هستی جان، خوشبختانه دیشب تا رونمایی از آقاسید و زنش آزاد بود تونستم پستت رو ببینم اما متاسفانه چون سریع باید می رفتم نشد نظر بذارم....الانم که اومدم نظر بذارم رمزی شده بود[سوال][سوال]، خب حالا عیب نداره، خیلی ناقلاییدها، هر دوتاتونو میگم، خیلی چهره ات ناز بود عزیزم....بخصوص اون که تو کافیشاپ بودید (تولد آقا سید) شبیه یکی از بازیگرای یه سریال قدیمی شده بودی و خیلی عکست متفاوت بود...آقا سید هم که مهربونی از چهرش میباره...خیلی هر دوتون نازنین بودین...حالا اینجوری وقتی میخونمت بیشتر حست میکنم....بازم عشق تو روحتون...[گل][ماچ]

حاج خانوم

واي واي من دير رسيدم.من رمزتو گم كردم.نميدونم اگه پيدا نشد باز ميدي رمزو؟[ناراحت]

ماه

مبارك باشه خانومي ايشالله به سلامتي و خوشي وسايلت خيلي قشنگ بودن خصوص سرويس تخت خواب ... آقاهه ميگفت الان مد شده سفيد يه كابينت ديدم شبيه اين بافت واي خيلي ناز بود ميگم من يه سوال دارم در مورد روتختي اينكه تو فصل گرما اين رو تختي ها چه جوري استفاده ميشن آخه داخلشون گويا پشم شيشه اينا داره؟

ماه

ممنون خانمي

دختری در انتظار

واااااااای چه نقاشی های با نمکی قابه هم زیبا بود...چشم من عکس گذاشتم خبرت میکنم...

جوجو

وسایلتون خیلی خوشگله.مبارکتون باشه ایشاله که خوشبخت بشید

نفس

چرا عکسای خودتون برداشتین اخه[ناراحت]