251 - میشه یه زندگی ایده آل داشت؟

چند روزیه (دو سه روز!!) تصمیم گرفتم به خودم اهمیت بدم!! از چه نوعی؟ اینجوری که شبا حتما به دست و صورت و پام کرم بزنم جهت لطیف بودن همیشگی!! قرص آهن رو حتما مصرف کنم یه روز درمیون، ورزش کمرم رو که بخاطر بارداری کمـــی گود شده و خیلی وقته انجام نمیدم رو انجام بدم... صبحا حتما با سید مهدی بیدار شم(یعنی 7:30 صبح) و شبها حتما 11:45 توی رختخواب باشم. این مدل خواب و بیداری بزرگترین قدم برای رسیدن به زندگی ایده آل منه، اگه بتونم، یعنی تا رسیدن به زندگی ایده آل و آروزوهام فاصله ای ندارم... . به موهای رنگ کرده م خیلی بیشتر برسم، راستش توی این دو سه  روزه از این همه نرم شدن موهام حسابی دارم لذت میبرم.. اونقدر کلافه م کرده بود که میخواستم کوتاهشون کنم اما الان خیلی بهتر شده، فک میکنم بخاطر عوض کردن ماسکم هم باشه... چون ماهی یه بار میرم آرایشگاه (هر ماه، صبحِ روزی که آقا سید، شبش میرسه خونه!) تصمیم گرفتم مرتب توی خونه خودم زیر ابرهام رو تمیز کنم.. کسی تا حالا تیغ برای صورتش استفاده کرده؟؟ چطور بوده؟ آرایشگرم میگه مربی هلندی - ایرانیش! اجازه نمیداده کسی صورتش رو بند بندازه و فقط میگفته تیغ!! یعنی خیلی بهتره.. نظرتون چیه؟

تصمیم گرفتم ترکِ غیبت کنم!! همه میدونیم که غیبت گناه کبیره ست.. من خیلی از غیبت بدم میاد و تا وقتی که از رفتار کسی حرصم درنیاد اصلا غیبت نمیکنم حتی خیلی وقتا هم توی جمع اگه کسی شروع به غیبت کنه بهش تذکر میدم.. جهت ترک غیبت تصمیم گرفتم اگه از کسی حرصم گرفت و نیاز به درد و دل با کسی داشتم با این عروسک حرف بزنم و خودمو خالی کنم، یه جور سنگ صبوره، حداقلش اینه که دیگه شنونده م یه انسان نیست که مرتکب گناه کبیره بشم.. حالا نمیدونم با این کار میتونم کم کم این رفتار زشت رو ترک کنم یا با گفتن و گفتن برای این عروسک ، به غیبت کردن حریص تر میشم؟!! حتما نتیجه رو اعلام میکنم بهتون.

و اما بعد از رسیدن به خودم تصمیم اساسی برای خونه داریم گرفتم. استفاده از لپ تاپ تا وقتی که ظرف کثیف توی سینک هست یا تا وقتی که اسباب بازی های سید مهدی توی خونه پهنه یا هر کار خونه ای که نا تمومه ممنوع می باشد!!! و اینگونست که من اصلا نمیرسم بیام نت چون از صبح که بیدار میشم خیلی هنر کنم اینه که صبحانه بخورم ظرف بشورم غذا بپزم بخورم بشورم اجاق تمیز کنم و چند بار هم ریخت و پاشای خودم و سید مهدی رو جمع کنم و بین همه ی این کارا، بازی و نگهداری از سید کوچولوم.. معمولا شبا میتونم بیام نت، وقتی خوابه چون توی طول روز که میخوابه من فقط باید خونه داری کنم و نهایتا 10 مین بتونم بشینم یا فقط سری به اینجا بزنم و کامنتی باشه، بخونم و برم!

توی دوره بارداری خیلی کتاب برای بچه داری و کلا فرزند پروری خوندم و توی یه دفتر خیلی ازشون نوت برداری کردم اما با وجود در دسترس داشتن کتابا، اون دفتر خیلی لازمم نشد.. اما الان دارم یه کتاب دیگه میخونم به نام هشدارهای تربیتی، 40 هشدار غلط های تربیتیه.. کتاب فوق العاده ایه مخصوصا اینکه نویسنده ش هم ایرانیه و گفته هاش خیلی به فرهنگ ما میخوره. چون این کتاب رو قرض کردم دارم ازش نوت برداری میکنم و علاوه بر این روی در اتاق سید مهدی هم همیشه چند تا کاغذ چسبوندم که نکاتی که باید برای کودک 6 تا 9 ماه رعایت بشه روش یادداشت شده. قبلش هم برای کودک 3 تا 6 ماه بوده از کتاب "کودک هشیار بپروریم" و همچنین نکات هفتگی کتاب "همه کودکان تیزهوشند اگر..." و با تمام توان و انرژیم دارم سعیمو میکنم فرزندی که بزرگ میکنم و تحویل جامعه میدم به بهترین نحو ممکن تربیت بشه، نه فقط بخاطر جامعه، بخاطر آینده خودش و آینده من و پدرش.

به مناسبت نیم سالگی سید مهدی عزیزم دو تا کیک متوسط درست کردم و بردم پایین نوش جان کردیم!! اما به پسرک از کیک خودش هیچی نرسید، چون تا اون موقع جز شیر چیز دیگه ای نخورده بود.

دیشب قبل از خواب با خودم به سه 4 سال آینده فک میکردم، اینکه سید مهدی بزرگ شده و باباش نیست و هر ماه قبل از برگشتنش من و پسرم با همدیگه فکر میکنیم که چطور پدرش رو خوشحال کنیم. با هم میریم خرید، گل و گلبرگ میخریم، جمله های خودم و سید مهدی رو روی نوت ها مینویسیم و با هم همه جای خونه می چسبونیم با هم شمع روشن میکنیم و لامپا رو خاموش میکنیم، با هم باباش رو گل بارون میکنیم. با هم شام سه نفره میخوریم و دسرای خوشمزه ای که کمک پسرم  توی مرحله به مرحله ی آماده کردنشون به عشق اومدن باباش بوده و ... خیلی حس خوبی بود، یکی از شیرین ترین رویاهایی بود که با خودم داشتم.. انشاالله هر کس آرزوی بچه دار شدن داره، آرزوش برآورده بشه، آمین.

توی 14ایی که آقا سید اینجا بود، بخاطر بردن سید مهدی به دکتر دو روز تنهایی رفته بودیم خونه ی بابام و آقا سید بخاطر گرفتاری ای که داشت نتونست باهامون بیاد. دو شبی که خونه تنها بود اصلا نتونست بخوابه و نیمه های شب دوم پیام داد تو که نیستی اصلا خواب به چشام نمیاد، زود بیا. وقتی برگشتم دیدم همه ی اتاق ها رو تمیز و مرتب کرد و جارو کشیده. خونه برق میزد!!

امسال هم برای سالگرد عروسیمون میریم آتلیه.موهام دو رنگ شده. مشکی و طلایی، اصلا هم دلم نمیخواد دوباره رنگ کنم، آیا راهی هست؟ دلم میخواد عکس اسپرت بگیرم امسال چون آلبوم اسپرت نداریم و عکس سالگردِ سال قبلمون هم با لباس مجلسی بوده.

میخوام با اضافه های گیفت عروسیمون و تکه چوبای کوچیک کارتمون که خودمون خونه جداشون کردیم و  شکل گل و قلبن پرده درست کنم،احتمالا از فردا شروع کنم.

از رابطه م با مادر شوهرم هم خیلی راضیم. مثل مادرم دوستش دارم و مثل یه دوست باهاش راحتم. خدایا شکرت..

بچه ها دعا کنید بتونم دوربین بخرم، دیگه پستهام پر از عکس میشن!!

عکس لباس عروسیم برای بانوی احساس عزیزم..

یکی از دوستان هم کامنت خصوصی بدون آدرس گذاشته بود و ازم کمک خواسته بود برای استفاده زیاد همسرش از کامپیوتر.. توی خونه ای که اینترنت باشه فک میکنم خیلی ها این مشکل رو دارن، مخصوصا اگه وقت فراغت آقایون هم زیاد باشه و به جای گذروندن این تایم با همسرشون،میشینن به نت گردی. به نظر من همه چیز با حرف زدن درست میشه. کافیه بهش بگین که چقدر از حرف زدن با اون لذت میبرین و دوست دارین یه وقتایی کنار هم بشینین و چای بنوشین از اتفاقای روزمره تون حرف بزنید، بگین که دوست دارین وقتی سخت مشغول خونه داری هستین بیان و بهتون کمک کنن حتی اگه خیلی کوچیک باشه. بگین دوست دارین وقتی که به شما اختصاص میده، از وقتی که به کامپیوتر اختصاص میده بیشتر باشه چون در غیر این صورت حساسیت هر چند کاذب! ایجاد میشه. فقط توجه داشته باشین اگه این حرفها توی یک محیط خیلی آرام و عاطفی و رمانتیک زده نشه هیچ نتیجه ای که نمیگیرین هیـــچ،ممکنه اوضاع بدتر هم بشه. بقیه دوستان هم اگه پیشنهادی دارن یا همچین تجربه ای، لطفا در اختیار این دوستمون قرار بدن.

یکی دیگه از دوستان هم اسم کتابایی که توی دوره بارداری خونده بودم رو خواسته بود که انشاالله توی پست بعد مینویسم

/ 19 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تی تی

عشقتون پایدار عزیزم

ديما

راستي هستي جونم درمورد استفاده از ژيلت هم يادم اومد که قبلا يکي از دوستاي خواهرم استفاده ميکرد رنگ پوستشو تيره کرد و کلا پوستش خراب شد نسبت به قبل اما يکي از اقوامامون استفاده ميکنه الان نزديک به ده ساله خيلي راضيه اما اون از تيغ استفاده ميکنه نه ژيلت. به نظرم بستگي به پوست خودت داره اول روي جاهايي از بدنت که پوستش نازکه استفاده کن مکرر، بعد بزن به صورت اخه يه ريسکه واسه خودش در مورد تصميمام هم بعد از امتحانام يه آپ ميکنم خبرت ميکنم بياي بخونيش گلم

سعیده

سلام هستی جان خوبی گلم خیلی عالیه تصمیماتت گلم بخصوص ترک غیبت ایشالا وقتی تونستی کامل ترکش کنی تازه میبینی زندگیت چه رنگ و بوی خوشی میگیره گلم واقعا ژیلت استفاده کنیم خوبه؟؟؟؟؟؟ لطفا اگه تصمیم داری استفاده کنی به منم بگو واقعا مو رو ضخیم و رشدشو سریعتر نمیکنه؟؟؟؟؟

دختر بامزه

[گل][ماچ]

سارابانو

سلام عزيزم خوبي؟ من خودم چند ساله كه صورتمو با شيو اپيليدي ميزنم خيلي هم راضيم شرايط جوري نيست كه بتوني بري همون شهري كه همسرت كار ميكنه زندگي كني؟

زهرا

سلام عزیزم. من خودم از تیغ استفاده میکنم واسه صورتم و مشکلی هم ندارم.شاید در سال یکی 2 بار از بند انداختن استفاده میکنم. حرف زدن با عروسک بجای غیبت کردن به نظرم روش خوبیه.[چشمک] لباس عروست خیلیییییی خوشگله.[گل]

هانی

سلام هستی خانوم خوبی؟ مثل همیشه نوشته هاتو کامل خوندم خدا پشت وپناهتون [قلب]

سمیه م

من همیشه تیغ میزنم! همون روزهای اول عقدم بند انداختم که صورتم نشون داد که حساسه. برای همین همیشه تیغ میزنم تا حالا که مشکلی نبوده من نمیدونم منظورت چی بود که ممکنه مشکلی باشه!! این تصورت از آینده خیلی قشنگ بود. منم با خودم فکر کردم که آره خیلی جذاب میشه موقع هایی که همسرم از ماموریت برمیگرده با علیرضا چه کارا که میشه کرد.. هرچند که بعدش فکر کردم که احتمالا اون موقع من یه نی نی دیگه هم دارم (به علت توجه به اختلاف سنی بچه ها) بعد چقدر میتونه هیجان انگیز باشه بحث بین دو تا بچه م برای شاد کردن باباشون! هه هه! کلا این تصور آینده ت منو برد به یه فضای فانتزی! :) انشالله همیشه خوش باشین با هم.

سمیه م

ولی یه چیزی! حرف زدن با عروسک فکر نمیکنم آرام بخش باشه! حالا امتحان کن ولی به نظرم فایده نداره! من ترجیح میدم برم پیش یکی از دوستام که هیچکدوم از فامیلای همسرمو نمیشناسه و همه ش از همه شون بد بگم! بعد اونم بگه آره چقدر همه شون بدن و تو چقدر مظلومی! هیچ راه حلی هم ارائه نده. فقط گوش بده و بهم حق بده...تا منم دلم خنک بشه! اینطوری غیبت هم نیس! :دی البته تا حالا این کار رو نکردم اما فکر میکنم این بهترین راه برای آروم شدن باشه :دی

arezoo

سلام عزیزم خوبی گل پسرت خوبه خیلی خوشحالم که تصمیمات زیبا میگیری امیدوارم به همه خواسته هات برسی منم بعد از تولد پسرم کمی افسرده شدم حوصله ندارم به خودم برسم هنوز خواب پسرم درست نشده در مورد غیبت منم خیلی عذاب وجدان میگیرم واسه همین راه های ارتباطیمو با دوستان غیبت گو قطع کردم مثل واتس اپ [لبخند] اما واقعا یوقتایی ادم دلش میخاد یه جایی خودش رو خالی کنه و باهات موافقم با یه عروسک خیلی خوبه منم یه خرسی دارم که از سالها پیش سنگ صبورم بوده ایشالله هیچ وقت تو دلت غم نیاد که بخای با غروسکتت دردودل کنی لباست هم قشنگه [گل][گل]راستی به من یاد میدی چجوری با نوشتن کلمه عکس دار میشه مثل همین کلمه عروسک که روش میزنی عکسش میاد؟مرسی