305 - تصویر یک رویا

دارم قفسه های خوراکی هامو مرتب میکنم(هنوز تموم نشده)، چشمم به گل های محمدی خشک افتاد و خیلی دلم خواست کاش شوهرم مثل بقیه مردها، الان میومد خونه. کاش من الان در حال تدارک چای گل محمدی و آماده کردن پذیرایی برای همسر عزیزم بودم.

نمیدونم اگه روزی زندگی ما این مدلی بشه که آرزوش رو داریم، چقدر بتونیم دوام بیاریم. هر روز کنار هم اما فقط غروب و خستگی تا صبح زود فردا،+ تعطیلی پنج شنبه جمعه. فعلا این تمام رویای هر سه تاییمونه.

خدایا شکرت. راضیم به رضای تو

/ 4 نظر / 22 بازدید
Atiye

خوشبخت باشید همیشه... شاد و آروم...

مهری

عزیزم،ان شااله به زودی به رویای قشنگت برسی

هانا

ان شالله میشه عزیزدلم , هستی بانوی من صبر تو تحسین برانگیزه :*