252 - با گریه قسم خوردم وقتی نباشی، ...

تو که نباشی، خوشی به من نیومده

میخوام خوش باشما

اما نمیشه.

ـــــــــــــــــــــــــــ

سید مهدی عزیزم، بببخش که مادرت قدرت و توان اینو نداره که ازت حمایت کنه.. کاش پدرت حداقل روزای تعطیل رو پیشمون بود.

امروز رفتیم بیرون مثلا هوایی عوض کنیم خانوادگی. اما وقتی رسیدیم خونه، به محض باز کردن در فقط گریه کردم. چون دیگه رفتار زشت بعضی ها رو نمیتونستم تحمل کنم ... جز گریه هیچی نمیتونست آرومم کنه، هیچی... .

کمی آرامم... گریه میکنم باز، برای نبودنهایت، برای دلتنگی هایم، برای اتفاقی که افتاد و برای آرام تر شدنم.

/ 8 نظر / 9 بازدید
ترانه سراها

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم ترانه سراها با 10 ترانه بروز است و منتظر حضور گرم شما است ، لطفا تشریف فرما شوید. سبز باشید.

خانومی (عشق ابدی من و همسرم)

+ نبینم ناراحت باشی هستی جان..[ناراحت] + از خدای مهربون می خوام خودش دلت رو شاد کنه.. + الهی که همیشه در کنار ِ آقا سیّد و سیّد مهدی ِ عزیز، لبات خندون و دلت شاد و عاشق باشه..

سعیده

سلام هستی جان چیشد عزیز دلم؟؟؟؟؟؟؟؟

maryam

عزیزدلم چی شده؟ اگه کسی بهت حرفی زده به اقاسید بگو تا سبک شی هیچی مثل دلداری دادن شوهر ادمو اروم نمیکنه. انشالا همیشه لبخند بزنی. داشتم مثل خواننده های خاموش میخوندم و میرفتم غمتو که دیدم و اینکه گریه کردی دلم طاقت نیورد من چند ماه وبتو میخونم و دوستت دارم.

ديما

الهي فدات شم نبينم غصه بخوريا انشاالله ديگه پيش نياد اين اتفاقاي بد

سمیه م

چی شده باغ امید کارت به اینجا رسید ؟ :(

arezoo

با این پستت خیلی ناراحت شدم و یاد خودم افتادم که حدود یه ماه پیش به تنها کسی که تو این شهر غریب داشتم اس دادمو حالشو پرسیدم اما چه حرفها که بارم کردو اشکمو دراورد