306 - ماخ

من و پسرم داریم از پله ها میریم بالا، اشاره میکنه سمت ماه و میپرسه این چیه؟ میگم:ماه. طبق عادت این مکالمه کوتاه چند بار تکرار میشه. وقتی ماه داره از دیدمون خارج میشه سه چهار بار ، برمیگرده سمت ماه و دستشو تکون میده و میگه:ماخ با بای، ماخ با بای، ماخ بابای

/ 2 نظر / 16 بازدید
هانا

[ماچ]

زمر53

خیلی شیرینه ایشون خیلی خوشم میاد از خاطرات مربوط به پسرتون