254 - تجربه هامون # 12

حرف بزنید حرف بزنید حرف بزنید!

تا جایی که امکان داره برای بهتر شناختن همدیگه با هم حرف بزنید. شناخت که فقط برای قبل از ازدواج نیست. مخصوصا توی جامعه ی ما که بیشترین شناخت بعد از ازدواج بوجود میاد!

از این سوالای مسخره ی زندگی بهم زن به اسم شناخت، هم نپرسید: دوستم داری؟ چندتا؟ امروز دیگه دوستم نداری؟ چرا؟

این سوالا فقط ویران کننده ی زندگی هستن..

بعضی وقتا با یه فنجون چای گرم یا هر نوشیدنی ای توی خلوت دو نفره بشینین و فقط حرف بزنید.. هیچ اشکالی نداره اگه درباره ی هــــــــــر مساله ای راجع به خودتون به همسرتون اطلاعات بدین؛ اتفاقا بعد از همین اطلاعات دادن هاست که زندگی شیرین تر میشه....

همسرتونه دوست پسرت/دختر تون نیست که بخواین خودتون رو آروم واسش ورق بزنید!

خیلی راحت بگین اگه بوسیده شدن وقت و بی وقت رو دوست دارین اگه دوست دارین تنهایی برید خرید. اگه دوست دارید هدیه بگیرید و همسرتون اینکارو نمیکنه بهش بگین. بگین که ارزش مادی هدیه هیچ اهمیتی نداره حتی اگه خودش از کاموای شما یه بافت مسخره درست کنه و به عنوان گردنبند بهتون بده.. توقعاتتون از زندگی مشترک رو با هم درمیون بزارین و دلایل هم رو برای برآورده نکردن این توقعات بشنوین شاید شما قانع شدین!!

خیلی خیلی مهمه که اگه در مورد خواسته هاتون اطلاعات دادین و همسرتون فراموش کرد یا انجام نداد عصبانی نشین و به زندگی شیرینتون دامه بدین و یادتون بمونه که این زندگی سال های سال ادامه داره و فرصت برای برآورده شدن خواسته های من زیاده.. مثلا تولد امسالم نشد، سال دیگه ای هم هست. پس مدتی بعد میتونم دوباره باهاش حرف بزنم و بگم که هدیه گرفتن رو دوست دارم.... البته هدیه فقط یه مثال. در هر مورد دیگه ای هم چاره ی کار فقط حرف زدن با آرامشِ

مثلا درمورد زندگی ما: آقا سید توی همه ی کارای خونه بهم کمک میکنه... من میدونم که از ظرف شستن خوشش نمیاد! بی هیچ دلیلی. فقط خوشش نمیاد.. توی هیــــــــــچ شرایطی ازش نمیخوام ظرفا رو بشوره. حتی اگه ظرفام دو روز متوالی توی سینک بمونن!!

فرستنده:زن آقا سید!!

 

برای بهتر زندگی کردنم منتظر تجربه هاتون هستم.

/ 22 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا

سلام هستی جان خوبی ممنون از تموم تجربیاتت که در اختیارمون قرار میدی چند روزی هست از قول و قرارایی که من و همسرم با هم گذاشتیم و من چند روزیه خیلی خوشحالم پر از انرژی و امیدم خدا کنه روز به روز همه این ویژگی ها بیشتر و بیشتر شه خدا کنه قولمون هیچوقت یادمون نره و هرگز زیرش نزنیم وقت شد یه سریم بزن بیای وبلاگم خیلی خوشحال میشم التماس دعای مخصوص یا علی

نارسیس

سلام گلم.یه سوال دارم.من و همسرم خیلی همدیگه رو دوست داریم اما من یه مشکلی که دارم از هر چیز کوچیکی خیلی ناراحت میشم و اصلا هم نمیتونم به رو خودم نیارم و تا بهش نگم و گریه نکنم سبک نمیشم. اما خیلی از این اخلاقم میترسم. میترسم خیلی زود خسته بشه. من هم خیلی زود رنجم نمیدونم باید چکار کنم و زود به زود حالا هر دفعه از یه موضوعی من ناراحت میشم. خیلی هم همسرم رو دوست دارم زندگی بدون عشقم واسم مرگه.از شما دوست گلم میخوام که دوستانه راهنماییم کنی عزیز. میشه؟

گلاب

بسی استفاده کردم!!! ممنون

زهرا

سلام هستی جونم آره باهم حرف زدیم الان من دارم تلاش میکنم نهایت سعیمو میکنم تا قدمی بردارم برای رضایت آقاسیدم البته آقاسیدم برا من حرف زیادی نزد بیشتر من حرف زدم ولی امید دارم که با دیدن حرکتهای امیدبخش من اونم به خودش بیاد و برای من و زندگیمون تلاش بکنه اگه فضولی هم میشه من یه جوابی بدم به این نارسیس خانم نارسیس جان منم زودرنجم حساسم دلنازکم و خیلی احساساتی باید بگم بیشتر دخترخانما اینطوری اند بعضی ها میتونن مهار کنن بعضی ها هم نه نه میخام ناامیدت کنم نه اینکه ته دلتا خالی کنم ولی خب این خوبه خیلی همدیگه رو دوست دارید و عاشقانه باهم زندگی میکنید ولی خب میدونی هیچی بهتر از این نیست که توی شرایط مناسب حرف بزنی با شوهرت حتی اگه بارها گفتی باز هم بگو میدونی من 6سال اخلاقم اینطوری که شما برا خودت گفتی بوده خیلی زیاد الانم هست ولی یه کمی کمتر شده تازه چند روزه اونم فقط با دوساعت حرف زدن در مورد خودم میدونی مردها هم صبرو طاقتشون تا یه حدیه اینکه عوض بشیم خب زمان میبره باید صبر داشته باشیم نمیدونم چی بگم شاید هستی من یا هیچ کس دیگه ای نتونه کمک کنه جز خودت فقط هیچوقت ناامید نشو

نارسیس

مرسی عزیز از مطالبی زیبا و ارزنده شما.خیلی مفید بود واسم.دلم میخواد خیلی تو وبلاگتون راجع به مطالب زیاد بنویسید.باز هم متشکرم.

نارسیس

انشااله که اقا مهدی گل به سلامتی مراحل بزرگ شدنش رو طی کنه. و همچنین متشکرم از زهرا جانم که من رو راهنمایی نمودند.من هم دارم هر روز تلاشم میکنم اما وقتی یه چیزی میبینم میگم اگه نگم یا ناراحت نباشم از این موضوع باعث میشه که همسرم دوباره اون عمل رو تکرار کنه. به همین جهت خیلی ناراحت میشم و میگم برم بهش بگم بهتره.

lili

سلام عزیزم این تجربه هاخیلی به منوتصمیمی که میخوام بگیرم کمکم میکنه اگه اجازه بدی بلینکیم همو باتبادل لینک موافق هستی خوشحال میشم بیشترباهم اشنابشیم[لبخند]

زهرا

سلام هستی جونم با دوره عقدمون 6 سال هستش ما سه سال عقد بودیم شهریور 86 عقد و شهریور 89 هم عروسی کردیم خب دیگه آقامون میگه فعلا بچه نمیخاییم منم که مجبورم دیگه تحمل کنم تا موقعی که وقتش بشه حالا کی وقتش میرسه خدا میدونه

وحید

سلام آقا سید خوبی ب منم سر بزن اگه از وبم خوشت اومد از وبم منو با اسمه وبم لینک کن بعد بگو با چه اسمی لینکت کنم

یسنا

خوشبخت باشین سیده خانوم [لبخند]