65 - هدر قشنگی زندگی دو نفره

عکس های آقا سید و زنش در هدر وبلاگ.

بعدا نوشت : درباره عکس ها خیلی سوال کردین. فک کنم همین جا یه توضیح کوچیکی در مورد عکس ها بنویسم خوبه. از بالا سمت چپ شروع میکنم:

عکس اول: من و آقایی با ماشین (خیلی مهمه با ماشین!!) رفتیم بیرون که مثل همیشه بریم پیتزایی و همونجا بشینیم و پیتزامونو بخوریم که یه دفعه به سرمون میزنه بریم پارک. میریم مرکز شهر ، یه خربزه و دو تا گلابی میگیریم و برمیگردیم خونه شربت درست میکنم و آجیل برمیدارم(همون که تو ظرفه بستنیه تو عکس مشخصه) با یه پتوی مسافرتی و از اونجایی که هردومون عاشق جاهای شلوغیم میریم به شلوغترین و بزرگترین پارک شهر که اصلا جای خالی نبود واسه نشستن. فقط همین سنگفرش بود که اونم یه پسر بچه ی کوچیک نشسته بود اونجا. بلندش کردیم و خودمون نشستیم!اگه ماشین نبود مثل همیشه آروم مینشستیم تو پیتزایی و بعدم برمیگشتیم خونه. کلی با هم حرف زدیم ، از همه چیز و همه جا .خیلی بهمون خوش گذشت. از خاطره هاییه که هیچوقت فراموش نمیشه.

عکس دوم : با هم رفتیم پیست دوچرخه سواری. من از بچگی عاشق دوچرخه بودم اما هیچوقت نداشتم و بلد هم نبودم. یه ربع طول کشید تا یاد گرفتم و توی این یه ربع آقا سیدم که فداش بشم الـــــــــــهی پیاده دنبالم میومد و هم ازم عکس و فیلم میگرفت وقتی یاد گرفتم اون خیلی عقب موند و مجبور شدم دوباره با سرعت!! برگردم طرفش و دوباره اون همه مسیر رو من با دوچرخه و اون پیاده برگردیم و اونم دوچرخه بگیره و با هم با دوچرخه تا آخر پیست رو رفتیم و برگشتیم. خسته شده بودم از دوچرخه سواری، رفتیم زیر این آلاچیق که میبینید استراحت کردیم.

عکس سوم: نزدیک همون پیست دوچرخه سواریه ولی توی یه روز دیگه. از سایه هامون عکس گرفتیم.

عکس چهارم : توی مسیر یه جای خیلی باصفا چون توی ماشین جا خیلی کم بود منو آقا سید یه کم اومدیم جلوی ماشین با همدیگه. از دستامون و خودمون توی آینه ماشین عکس گرفتم که این یکی رو گذاشتم دیگه.

عکس پنجم : عکس میز تولد آقا سید توی کافی شاپه. که توی آرشیو میتونید خاطره ش رو بخونید.

شاید خاطره ی عکس دوم و سوم و چهارم رو بعدها به تفصیل بزارم.

این زندگی با تو زیباترم میشه

 

لینک عکس ها

/ 42 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم (عسل بانو)

سلام زن سید! خوبی آجی؟ مبارک قالب و وبو همممممممه شی باشه... آره خیلی خوب و قشنگ شده اینطوری آدم حس میکنه واقعا خونه ی خودشه... به خاطر اینکه با عکسات وبتو اختصاصی کردی.[قلب][ماچ] ضمنا این لوگوت منو کشته![نیشخند] آقا سید دعهوات نکرد؟! [نیشخند]

نینا

سلام.خوبی؟میتونم لینکت کنم.وبت عالیه.

ماه

سلام دوست خوبم خوشحالم از آشنایی باشما عکسهای زیبا یی هستن با اجاز ه من از اول دنبال کنم

ماه

سلام دوست خوبم خوشحالم از آشنایی باشما عکسهای زیبا یی هستن با اجاز ه من از اول دنبال کنم

پریسا

سلام منم یه زن متاهلم پیش منم بیاین!!!منتظر نظرات سازنده تونم[گل]

مریم

این سایه ها کی به کی شد؟من نفهمیدم!![نیشخند]

نفس

سلام ممنون گلم اره من الان از روستا دارم برات پیغام میذارم هجرت کردیم.جای بدی نیست.امکاناتش کمه بیشتر سرگرمی ادم میشه درس خوندن.برام دعا کن خانمی

نفس

[خنثی]من چرا تا حالا عکساتونو ندیدم

مینا

داستانت خیلی روان ودلنشین است. با تبادل لینک موافقی؟ خوشحال می شم سر بزنی .

m&Z

سلام دوستایه خوبمون امیدوارم عشقتون روز به روز بیشتر و در این راه ثابت قدم تر باشین! من و عشقم هردو تازه یه وبلاگ تاسیس کردیم که دوست داریم با نظرایه زیباتون همراه همیشگیمون باشین! منتظرتون هستیم!