309 - بخند!

دارم یه سخنرانی درباره مشکلات زندگی گوش میدم، دکتر مشاور حرفش میرسه به حضرت زینب و امام حسین. به یاد حضرت زینب گریه م میگیره، پسرم متوجه میشه، صدام میزنه، برمیگردم سمتش ،لبخند میزنم و زود رومو ازش برمیگردونم و ادامه میدم، چندبار صدام میزنه و منم واسش لبخند میزنم و سریع رومو برمیگردونم. گریه م کمی بیشتر میشه، میاد کنارمو میگه مامانی بخند، بخند، مامانی بخند.

/ 3 نظر / 28 بازدید
مـــهـــدي

زندگي تفسيرسه کلمه است خنديدن بخشيدن فراموش کردن.... پس بختدوببخش وفراموش کن... سلام وبلاگ بسيار زيبايي داريد خوشحال ميشم با هم تبادل لينک کنيم لينکم کنين خبرم کنين تا لينکتون کنم kolbe-eshgh100.ir

هانا

بخنـد عزیزدلم .. من بعد ازدواج و موقع جدایی از همسر حال تو رو موقع خداحافظی و دوری از همسرت درک کردم .. خدا صبرشو میده بانو

mahtab

سلام بچه ها خیلی از گریه بدشون میاد واقعا چطور باید بین گریه و محبت به اهل بیت براشون یک رابطه ای ساخت؟!