273 - دلم تنگ شده

یه وقتایی هست که دلت پر میکشه برای خانواده ت ولی بقیه از درکش عاجزن.

یه وقتایی هست که دلت میخاد برای خودت زندگی کنی اما بقیه میخان برای اونا زندگی کنی..

اینا رو بیخیال.

امروز اتفاقی افتاد که تا ساعت ها ، روی نگاه کردن توی چشمای پسرم رو نداشتم. وقتی داشتم ناهار میکشیدم ، پسرم از روی پله های اتاق خواب سر خورد و از صورت چند پله کشیده شد پایین. سمت چپ پیشونیش کبود شد، بینی و لبش هم کمی خون اومد.. وقتی آروم شد، وقتی برام میخندید، از اون دریای محبتش فقط خجالت میکشیدم که جواب سهل انگاری منو با خنده های شیرینش میده.

گاهی وقتا دلت مهمون میخواد، بخاطر همون دلتنگی که گفتم.. یکی بیاد خونه ی من، لطفا.

/ 14 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یاسمن (سه شنبه ها)

الهی فدات بشم من ، میدونم یه مادر چقدر خودش رو مقصر میدونه ولی خودت رو اذیت نکن گلم خدا رو شکر که اتفاق خاصی نیوفتاده [بغل] مواظب خودت باش عزیزم صدقه بده[ماچ]

دختر بامزه

عیب نداره به خیر گذشته، بیشتر مواظب باش، خودتم سرزنش نکن برای هر بچه ای طبیعیه این اتفاقا...

عاطی خانومی

انشاالله زودتر دلتنگیتون برطرف بشه :( الهی بمیرم انشاالله دیگه از این اتفاقا برا کوچولوی خندونت نیوفته :)

شیرین

هستی جان درسته در شرایطی مثل شرایط تو قرار نگرفتم ولی کم و بیش از نظر احساس دلتنگی به هم شبیه هستیم به خوبی درکت میکنم نمیدونم الان در چه حس و حالی هستی بدون یه وقتایی هم هست که خونوادت پیشت هستن در کنار عزیزانت هستی بی جهت دلتنگ میشی بیقرار میشی اون موقع دیگه نمیدونی باید چیکار کنی نمیدونی دقیقا چی میخای دلت بهونه داره دلت آرامش میخاد کسی نمیتونه آرومت کنه من به این درد هرچندوقت یه بار مبتلا میشم مثل الان برام دعا کن بعضی وقتا هیچی به اندازه ارامش زیاد یه ارامش خاص خوشحال و آرومت نمیکنه

مهری

از ته دل درکت میکنم[ناراحت]

mobina

[ماچ][بغل][قلب][ماچ][بغل][قلب][ماچ][بغل][قلب][ماچ][بغل][قلب][ماچ][بغل][قلب][ماچ][بغل][قلب][ماچ][بغل][قلب][ماچ][بغل][قلب][ماچ][بغل][قلب][ماچ][بغل][قلب][ماچ][بغل][قلب][ماچ][بغل][قلب]

mobina

[ماچ][بغل][قلب][ماچ][بغل][قلب][ماچ][بغل][قلب][ماچ][بغل][قلب][ماچ][بغل][قلب][ماچ][بغل][قلب][ماچ][بغل][قلب][ماچ][بغل][قلب][ماچ][بغل][قلب][ماچ][بغل][قلب][ماچ][بغل][قلب][ماچ][بغل][قلب]

فاطمه

هستی چرا اینقدر تغیر کردی؟ چرا دیگه خبری از اون همه شور و حال و انرژی مثبت نیست؟ چرا دیگه نوشته هات عاشقانه نیست؟ از گل خریدن و سورپرایز کردن و ابراز عشق چرا خبری نیست؟ هستی چی شده؟ چی سر زندگی ت اومد یهو؟؟ سید مهدی چرا به جای اینکه زندگی تون رو شیرین تر کنه زندگی رو دچار رکود کرده؟ اشتباه میکنم عایا؟

فاطمه

ان شاءالله