117 - رونمایی از آقا سید و زنش

اول از همه آقا سید و زنش در جشن تولد آقا سید توی کافی شاپ در حین روشن کردن شمع ها . توی این تولد تیپ من متفاوت تر از همیشه بود. آرایش، مانتوی آستین کوتاه، شال خیلی آزاد و کلا خیلی خیلی متفاوت تر از اون 6 ماه اول عقدمون، که هنوز آقا سید میگه من تیپ اون روزتو خیلی دوست داشتم و خیلی متفاوت بود

آقا سید و زنش در تولد

دوم آقا سید و زنش در مسافرت به شمال یا همون دلگردی 1 . از روز دوم شروع میکنم، چون روز اول ساعت 2:30 ظهر بود تقریبا که منو آقا سید توی رامسر به هم رسیدیم و نزدیکای غروب رسیدیم جواهر ده. صبح روز دوم از سوییت زدیم بیرون و رفتیم آبشار جواهر ده و بالای آبشار توی این کلبه ی چوبی آش رشته خوردیم!

زن آقا سیدilu.persianblog.ir

بعد با دوستای آقا سید رفتیم سمت کلاردشت، که من دانشجوی جنگلداری با نماد Forestry 2011 به طور طبیعی عکس گرفتم!!!

زن آقا سیدilu.persianblog.ir

زن آقا سید در حال کباب کردن جگر توی متل پانیذ کلاردشت

زن آقا سیدilu.persianblog.ir

زن آقا سید توی نمک آبرود

زن آقا سیدilu.persianblog.ir

آقا سید همون جا از زاویه دیگه

آقا سیدilu.persianblog.ir

زن آقا سید عاشق طبیعت و مخصوصا درخت!!!، بالای کوه ، بعد از پیاده شدن از تله کابین

زن آقا سیدilu.persianblog.ir

آقا سید بالای کوه و بعد از پیاده شدن از تله کابین

آقا سیدilu.persianblog.ir

نیم رخ آقا سید و زنش توی جاده ی خیرود کنار دانشکده منابع طبیعی. این همون عکسه که توی هدر بود!

آقا سیدوزنشilu.persianblog.ir

زن آقا سید توی خیرود کنار

زن آقا سیدilu.persianblog.ir

آقا سید توی مجتمع تفریحی آموزشی شرکت نفت توی محمود آباد. باد شدید هم که توی عکس کاملا مشخصه

آقا سیدilu.persianblog.ir

زن آقا سید همونجا از زاویه ای دیگه

زن آقا سیدilu.persianblog.ir

آقا سید توی مجتمع

آقا سیدilu.persianblog.ir

آقا سید توی مجتمع

آقا سیدilu.persianblog.ir

آقا سید توی مجتمع

آقا سیدilu.persianblog.ir

زن آقا سید توی مجتمع

زن آقا سیدilu.persianblog.ir

آقا سید جلوی ورودی چایخانه ی جنگلی توی مجتمع

آقا سیدilu.persianblog.ir

آقا سید کنار تابلوی چایخانه ی جنگلی !

آقا سیدilu.persianblog.ir

زن آقا سید در حال دوچرخه سواری

زن آقا سیدilu.persianblog.ir

آقا سید   و   زنش توی کلاس عمره

آقا سیدilu.persianblog.ir

زن آقا سیدilu.persianblog.ir

 آقا سید و زنش در جشن فارغ التحصیلی آقا سید و لحظه ای که توسط دوربین شکار شد!

آقا سیدوزنشilu.persianblog.ir

آقا سید توی فرودگاه.کل وسایلی که با خودمون بردیم همینا بودن.. خیلی کمه، مگه نه!!(البته در مقایسه با دیگران!)

آقا سیدilu.persianblog.ir

 

زن آقا سید در مسجد الحرام در حال میوه پوست کندن

 انگشتری که توی انگشت چهارم برق میزنه، حلقه ی آقا سیده. چون اونجا نمیتونست طلا استفاده کنه

زن آقا سیدilu.persianblog.ir

زن آقا سید در دلگردی 2 (به زودی)

زن آقا سیدilu.persianblog.ir

ای کسانی که آقا سید و زنش را میشناسید ما خبر سلامتی و خوشبختی خود را از این تریبون به شما اعلام میداریم!!

دوستای عزیزم این رونمایی برای شما بود، لطفا این پست رو خاموش نخونید.. دوست دارم نظر و حرفاتون رو بشنوم. اونایی که از اول با ما همراه بودن، چه تصوری از ما داشتن. ما رو وقته خوندن خاطراتمون چه شکلی تجسم میکردن؟ یا اصلا تصویری از ما توی ذهنتون نبوده؟

/ 102 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ديما

سلام هستي جونم چقدر دير آپ کردي هرروز بهت سر ميزدم اما نبودي تا اينکه رفتم خونه مادر شوهر ديشب که برگشتم فوري نگاه کردم ديدم مطلب جديد گذاشتي کلي ذوق کردم و با ديدن عکسا ديگه داشتم از خوشحالي پرواز ميکردم البته ميدونم بخاطر سيد مهدي عزيزم وقت نميکني زياد بياي خب عزيزم اول خونه نو مبارک و بعد سيد مهدي واقعا نازه ادم دلش ميخواد محکم بغلش کنه کاملا هم شبيه باباشه خوش بحالت حالا دوتا اقا سيد داري در دوسايز مختلف اقاسيد رو قبلا ديده بودم مشتقاق ديدار خودت بودم با تصوراتم زمين تا اسمون فرق داشتي البته اندامت رو حدس ميزدم اينجوري باشه اما قيافه ات خيلي خوشکتراز اون چيزيه که فکر ميکردم عکست با چادر هم خيلي خوشکله چادر بهت مياد اگه شد يه عکس با چادر مشکي هم بذار چون گفتي بعضي وقتا ميپوشي اميدوارم هميشه سالم باشين و کنار هم عاشقانه هاي زيباتون رو رقم بزنين و سيد مهدي گلم زير سايه مامان وو باباش سالم و صالح باشه

ديما

هستي جون درباره وبلاگم بايد بگم مشکل نت دارم الان با گوشي هستم ادرسشو واست ميذارم اما فعلا نميتونم بنويسم برو بيوگرافيمو بخون dimavira.blogfa.com

نازدارخانوم

ای وااااااااای زن آقا سید درست عین تصورم بودی...همیشه همینجوووری یه خانوم ساده و خوشگل و تقریبا با حجاب رو تصور میکردم...[قلب] خیلی به هم میایناااا...ایشالله همیشه شاد و خوشحال و خوشبخت باشین گلم[قلب]

...

سلااااااااااااااام....یک عدد خواننده خاموش هستم [لبخند] اول از همه مررررسی از اینکه به همه خواننده ها اعم از روشن و خاموش احترام گذاشتی ... و امااااااا.............. خیییییییییلی خوشگلتر و ظریف تر از تصور من هستی.....[نیشخند] من یه زوج تپل تر (یعنی تپل کاملا) تو ذهنم بود[زبان] چهره ات هم که ماشاللا خییییلی نازه ماشاللا ... ایشاللا با همسر و پسر ناز و گلت همییییشه شاد و خوش باشین گلم[ماچ]

نسیم

سلام عزیزم راستی میخواستم بگم که موهتای مشکی بنظظرم بیشتر بهتون میاد زن و شوهر کارمند خیییییییییییییییییلی بده. بهرحال محیط کار یه محیطه که ممکنه مرد دوس نداره زنش رو تو اون حالتا ببینه.اینه که میگم بده. یه میلی فرستادم به همون آدرسی که تو وبلاگتونه. اگه لطف کنی جواب بدی ممنون میشم.

سارابانو

خدا نگه داره واستون پسر قشنگتو من قبلا ديده بودمت عزيزم راستي اون مجتمع شركت نفت ما هرسال ميريم من عاشق اونجام

حاج خانوم

چهرت خیلی آرومه و البته تو هر عکس یه شکلی ها[پلک]

سلام عزیزم خیلی خوشملین هردو ماشالله ب پای هم پیر بشین الهی

ستاره

سلام عزیزم.من از خوانده های خاموشت هستم. خیلی با تصوراتم متفاوت نبودی اما خب از دیدنت تعجب کردم.عکسی که مکه انداختی خیلی با مزه است.چهرت ات مهربون و پر انذژی است.خیلی بهم میایید فقط امید وارم سید مهدی بیشتر وزن بگیره و تپلی بشه.ان شا الله موفق باشی.

ستاره

سلام عزیزم.امروز روز افتتاحیه وبلاگم هست.من خیلی وقته باهات آشنا شدم.امیدوارم این دوستی دوطرفه باشه.شاد و موفق باشی