205 - ولنتاین 2013 + اسباب کشی

ولنتاین امسالمون خیلی بهتر از پارسال، مبارک شد! خونه ی مادر شوهر بودیم ، با آقا سید رفتیم میوه بخریم، گفت یه چرخی هم توی شهر بزنیم. رفتیم و رفتیم و رفتیم تــــا گلفروشی!!! رفت داخل و منم دنبالش. یه رز صورتی برداشت و -: ولنتاین مبارک . با یه شاخه گل توی دستم رفتیم بازار میوه فروشها.. حسِ دوره ی عقد بهم دست داد؛ من ، با آرایش زیاد، آقا سید، دستمون تو دست هم، یه شاخه گل.... توی دوره ی عقد زیاد اتفاق می افتاد اما بعد از عروسی آرایشم کلا محدود شد برای خونه و بیرون یا اصلا آرایش نمیکردم یا خیــــلی کم و ملایم. اما اون شب آرایشم خیلی زیاد بود مثل روزای عقدمون و بیرون رفتنامون و شاخه گلایی که برای هم میگرفتیم و دستمون بود.. برگشتیم خونه ی مادر شوهر و خواهرای آقا سید هم اومدن و چند دقیقه بعد آقا سید با جعبه ی کادویی اومد و دوباره ولنتاینم مبارک شد!! یه تاپ و شلوار. البته این برنامه ها یه شب قبل از ولنتاین بود. آقا سید عادت داره مناسبت ها رو یه شب قبل جشن بگیره و منم آخرِ شبِ همون روزِ مناسبت دار. خلاصه اینکه منم شب بعد هدیه مو به آقا سید دادم. خیلی بزرگ بود، بعد از دادنش گفتم ولنتاین مبارک، بعدش سریع اضافه کردم: نه سالگرد ازدواجمون هم مبارک.... کمی بعد با خنده : تولد سال بعدت هم مبارک! ... در مورد هدیه م ، هر وقت آقا سید ازشون استفاده کرد ، مینویسم چی بودن.

 

اسباب کشی کردیم به خونه ی مادر شوهر.قراردادمون تموم شده بود و خونه ی خودمون هم، هنوز آماده نیست. آقا سید خواست از خونه خداحافظی کنیم... خونه ای که توش عروسی کردیم، خونه ای که هر دفعه واردش می شدم بوی بهشت رو میفهمیدم، اس ام اس میدادم به آقا سید که خونه ی عشــــــــــــــــقه و اون جواب میداد بهشتـــــــــــــــه . کلی دنبال هم میدویدیم و بازی میکردیم و کلی عشق. فعلا خونه ی مادر شوهریم تا خونه ی خودمون آماده بشه. شاید دوماه  .. شاید سه ماه .. شاید هم کمی بیشتر...

خونه ی عروسی ، خونه ی ولیمه ی عمره و خوردنی های خوشمزه ی مکه، خونه ی عصرونه های خوشمزه ، خونه ی جشن فارغ التحصیلی ، خونه ی عاشقی ها و انتظار و استقبال ، خونه ی اضافه شدن یک نفر دیگه برای عاشقی و کلی اتفاقای دیگه توی سال اول ازدواجمون، که چند هزار عکس (بدون اغراق) و این وبلاگ، لحظه به لحظه ش رو توی ذهنمون تا ابد موندگار میکنن.. به امید خونه ای نو، با لحظه هایی پر از عشق و اتفاقای قشنگ...

 

(به ساعت تایپ پست نگاه میکنم: 10:49 و ساعت ارسال 12:54 . درسته همزمان فیلم هم میدیدم اما تکراری بود و خیلی دقت نمیکردم. میخوام بدونید همه ی پست های عکس دار، انقد وقتمو میگیرن. منتش به شما نیست، خودمم عاشق اینجام. یه مکان مجازی که هیچ جور با این امکانات، نمیتونی توی یه دفتر انجامش بدی!)

/ 27 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یاسی

گیج ومنگم.ارایش زیاد بانماز اول وقت وعمره و...جور در نمیاد.کدوم بری هستی[تعجب]ازاونا که میگن ما همه چیمون سرجاشه.هم نمازوروزه هم ارایش ورقص واواز[تلفن]تکلیفتو معلوم کن بدونیم البته اگه بهت برنمیخوره

مامان نی نی

سلام دوست خوبم امیدوارم هر جا که هستید همین جور عاشق بمونید اصل عمق عشقه نسبت به هم که خدا رو شکر شما دارید امیدوارم خونه جدید هر چه زودتر آماده بشه[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] مواظب خودت ونی نی باش هر جا که هستی [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

سارا

خوب یکم ذوق میخواد واسه شوهرتم آرایش کنی ماشالله تو روحیت سر جاشه واین خیلی خوبه

تی تی

امیدوارم به زودی خونتون آماده بشه و بری اونجا... به خونه عشقت مهم اینه که خونه عشقت تو دلته و هرجایی بری باهاته... شاد باشی عزیزم

دختر بامزه

خیالت راحت باشه که همه پستارو قبل همه میخونم،کلا وبت تو فیووریتمه[نیشخند]...گاهی چون احساس میکنم دیر به دیر میای و نظراتو تایید میکنی منم دیگه همون موقع نظر نمیذارم دوباره که بیام میذارم[زبان]...میگم یکم فکر کنم نظر بهترتری بذارم[نیشخند][نیشخند]...والله نفر سومو ما که باهاش کاری نداریم، ما کار خودمونو میکنیم اونم هروقت دوس داره بیاد[نیشخند]...امیدوارم زندگی دو نفر و نصمفیتون خوب بگذره...[ماچ]

ツژینا و سیاوشツ

سلاممممممممم خانومی وای خیلی سخته ادم از جایی که کلی باهاش خاطره داره دل بکنه و بره [نگران]اما انشاالله زودتر خونه ی خودتون[ماچ] کادوهاتم مبارک باشه [چشمک]الانه رمز رو واست میفرستم [عینک]

سارا

هستی جان خوب من اگه آرایشم بگکنم اون اینقدر خسته است که نگاه هم نمیکنه البته خداروشکر میکنم که که پول حلال برام میاره اما خوب با اعتراض من نگام میکنه اون وقت یه لبخند میزنه اما ای کاش به زبون میاورد

ســـــــاینــــــــا!.

من گاهی وب شما رو خاموش میخوندم بعد از یه مدت امدم دیدم که داری بچه دار میشین تبریک میگم عزیزممممم

رویا

سلام به زن آقا سید متن هات خیلی قشنگه زندگی خوب و آرومی داره که بیشتر کسی در آرزوشه! مشخصه زن فهمیده و با شعوری هستی! برات آرزوی عاقبت به خیری می کنم. پسرت رو ببوس و برای تمام کسایی که بی صبرانه منتظرن تا مامان شن دعا کن منم تو دعاهات فراموش نکن.متشکرم

سارا

آقايونو با نوشته هات تشنه و حشري ميكني حتما دل امام رو شاد ميكني حتما لطفا از نوشتن عاشقونه هات يكم كمتر كن لطفا