202 - بهمن؛ ماهِ تلاشِ آخر

چند تا غروب دیگه میای طلوع کنیم با همدیگه ؟
یه فال حافظ بگیرم تا ببینم اون چی می گه ؟
باید یه جوری خودمو واسه تو آماده کنم
می خوام برم دو بسته شمع نذر امامزاده کنم
چی کار کنم می خوام برم نماز حاجت بخونم
یعنی تا اوضا جور بشه منتظر تو بمونم ؟

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ツژینا و سیاوشツ

سلام بخاطر این گرفته بود که بهم شک کرده میگه حتما با یکی دوستی میکنی [خجالت] 1400 انشاالله بهتر از اینا باشه واستون [قلب] مرور خاطرات عالیه[پلک]

خانومِ میم

[لبخند] میبینی بانو چقدر شیرینِ مرورِ این خاطراتِ روزهای سخت؟! آدم ته دلش حسّ غرور میکنه، ازینک تونست!

مامان نی نی

سلام دوست خوبم امیدوارم هر جا که هستی تو هر دهه ای از زندگی ات در کنار همسرت ونی نی کوچولو شاد باشی دوستم[ماچ][ماچ][ماچ]

بانومهر

هستی جان پستت قشنگه. من بدجوری با مخالفتا گیر کردم میدونی باید اول خواهرم ازدواج کنه که یکسال ونیم از من بزرگتره . اتفاق معنویو گفتی نمیتونی بگی ولی میتونی بهم کمک کنی که چجوری از خدا بخوام چجوری ازش معجزه بخوام ؟ من بخدا خیلی نذرونیاز کردم خیلی دعاها و نمازا خوندن ولی هنوز اتفاقی نیفتاده. ممنون میشم از تجربت بهم بگی.[قلب]

الهام

هستی جون براتون خوشحالم که به عشقتون رسیدین. ازت میخوام با قلب عاشقونت بخواه که همه عاشقا با خوشحالی و سربلندی به هم برسن[لبخند][ماچ]

مریم

سلام هستی جان خوبی؟ همسر،نی نی؟ دلم برات تنگ شده.دیگه داری مادر میشی و کار و بارت بیشتر. الهی همیشه سالم و خوش باشید.[قلب]

نسرین

واااای پس بهمن براتون ماه خاطره انگیزی ِ....

نیکی

سلام مامان خانمی این روزا رو خوب مرور کنید نی نی جونم بیاد حسابی سرتون شلوخ میشه

یه عاشق

سلام هستی جان خوبی من مازیار برادر زاده سارا هستم 8سال دارم

بانو مهر

نمیشه فدات شم بدجوری به سرسخت هستن رویه این موضوع.حتی خواهرمم با ازدواجم موافق نیست. ممنون میشم کمکم کنی.[بوسه]