281 - سفرنامه ی تابستونی ما !! + عکس

پسر مامان دوستِ من، اصلا بغل من نمی اومد توی پیاده روی ها. همه ش توی بغل خاله و دایی و آقا جونش بود. از این لحاظ برای من خیلی خوب بود!!! اما توی ماشین که بودیم جز خودم هیچکس رو تحویل نمیگرفت!

یار و یاور پسرکی که داشت دنیا رو کشف میکرد یه توپ رنگارنگ و کوچولو بود که هر جا برای استراحت توقف میکردیم، اون باهاش مشغول بازی می شد و با هر ضربه ای که میزد میگفت گـــــــــــــــــل و ما همگی با هر گلی که سید مهدی میگفت با تمام وجودمون لذت سفر با بچه رو حس میکردیم.

توی این مسافرت، پسر 14 ماهه ی من همه جور آب و هوا رو تجربه کرد. سرد، خیلی سرد، معتدل، کویری و گرم و خیلی گرم و به قول خودمون حسابی آب بندی شد!!!

به آب علاقه ی زیادی داره و توی سفر برای هر بااااریکه ی آبی که جایی جریان داشت بی نهایت ذوق میکرد و خودشو بهش میرسوند و مینشست کنار آب و دست و پاشو میکشید توی آب و بازی میکرد.

کلا از جنوب تا شمال شرقی کشور پر بود از تجربه های جدید مخصوصا برای پسرک 14 ماهه

سید مهدی فوتبالیست در بروجن (مسیر رفت ما به اصفهان)

توی این قهوه خونه ی بین راهی(مسیر تهران - چالوس) از این راهرو و صدای پاهاش روی تخته های کف لذت میبرد و بیش تر از 10 بار این مسیر رو رفت و نگاهی به حوضچه ی آب کرد و برگشت!!

حوضچه ی انتهای مسیر که واسه رسیدن بهش دو پله باید پایین می رفت

سید مهدی فوتبالیست - چالوس

موهاش و رطوبتقلب

سید مهدی و کفشدوزک توی باغ میوه - شاهرود

خیلی از راه رفتن کفشدوزک روی دستش لذت میبرد و حرکتشو دنبال میکرد..

کفش مردونه مبارک مرد کوچولو!!!

صبحونه ی باغی !!

البته ناهارمون هم همینجور کباب شد اما از نوع گوشتیش!!

دوستامون توی شاهرود سنگ تماااام گذاشتن !! از مهربونی و محبت تا پذیرایی !

سید مهدی و مغازه های پر زرق و برق - اصفهان

تمام طول سفر با تمام خوشی هاش، غم بزرگی توی دلم بود، اینکه چرا آقا سید باهامون نیست.

/ 13 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا

عزیزم زیارت قبول.. انشالله سفر بعدی به زودی با آقا سید برید[قلب]

a

سلام زیارتتون قبول ... مشهدی سید مهدی زیارت قبول ایطوریه ها آقا یه جور و یه وقتی میطلبن که باورت نمیشه قربون لطف وکرمش ان شاالله جورشه سه نفری بریدمشهدو برات کربلا بگیرید و خبرکربلایی شدنتون بدی ماشاالله خداحفظ کنه گل پسرو

سمیه م

ماشالله هزار ماشالله چقدر بزرگ شده :) خب می بینم که بی خبر اومدی و برگشتی! انشالله شهرمون بهت خوش گذشته باشه و با زیارت مقبول برگشته باشی :)

mobina

من این تپلک رو میخوامممممممممممم[ماچ][قلب][بغل]

کتایون

تبادل لینک؟؟؟[خجالت][نگران] ok؟؟؟ سلامت باشین در کنارهم.همیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه[گل]

maryam

عزیزم زیارتت قبول باشه.. درک میکنم همچین مسافرتی بدون شوهر زیاد مزه نمیده..

عاطفه

سلام عزیزکمممممممممممممممم خوبی؟ اخ من فدای این پسر نازت شم زیارتتون قبول ایشالا سری بعد با اقا سید بری خوشگلم نمیدونی چقد دلم تنگتون بود اره گلم کنک.ور دادم الانم دانشگاه میرم نازم

فاطمه

یه سوال بپرسم قول قول میدی راست شو بگی؟ شما تا حالا با هم دعواتون نشده؟ تا حالا نشده از دست همسرت گریه کنی؟ تو دعوا چیکار میکنین؟ تا حالا شده فکر طلاق بیاد سراغت؟

ملیحه

وای خدا چقدر بزرگ شده پسرت خدا حفظش کنه ماشالله