66 - شروع خرید

توی تاکسی نشستیم، مثل همیشه دستشو میگیرم، آفتاب روی دستمه اون یکی دستشو سایه ی دستم میکنه.

از دانشگاه برگشتم. پشت لپ تاپ نشسته. کمی استراحت میکنم و میام کنارش میشینم که با هم لیست جهیزیه و قیمت ها و چیزایی که لازم داریم رو بنویسیم. لپ تاپ رو میکشم کنار، میبینم روی میز وایت برد لپ تاپ نوشته و عشق همین حوالی توست .

آقا سید میگه خدا خیلی دوست داره، میپرسم چرا؟ میگه چون منو سر راهت قرار داد!!

داریم لیست خرید و قیمت ها رو مینویسم، گوشیش زنگ میخوره. اونقد شور و شوق داره برای خونه و سایل نو که هر کاری میکنم خودکار رو از دستش بگیرم منم یه چیز بنویسم ، نمیده!!باید صبر کنم تلفنش تموم شه، قدم به قدم با هم بریم جلو.

شبا روی یه بالش میخوابیم، سخته!! میگم: آخیش چند وقته دیگه عروسی میکنیم دو تا بالش درست میکنم از دستت راحت میشم. با نگرانی میپرسه: مگه قراره بالشمون جدا شه؟. منم که کم طاقت، اصلا نمیتونم سر به سرش بذارم، میگیرمش توی بغلم و میگم هیچوقت، میخوام یه بزرگترشو درست کنم.

 ♥ امروز آقا سید بخاطر کلاسش مرخصی گرفت، ظهر اومد اینجا، با هم رفتیم خرید و بعد از ناهار هم رفت دانشگاه و بعد هم محل کارش. هوا ابری بود و توی مسیر هم که بارون شروع شد، نم نم. بعد از خرید دربست گرفتیم اما سر کوچه پیاده شدیم ، پیاده روی تو بارون، خیلی چسبید، اولین بار بود، دفعه های قبل ( بعد از عقد ) یا من کلاس بودم یا اون، اما این دفعه از دستش ندادیم... عزیز دلم از قالب وبلاگ خیلی خوشش اومد.

-بخاطر راهنماییهاتون برای خرید وسایل هم ممنونم. خیلی کمکم کرد.اگه چیز دیگه ای یادتون اومد حتما بهم بگین برای همه ی وسایل، هم درشت ها ، هم کوچیک ها، همــــــــه چیز. البته خدا رو شکر امروز استارت خرید رو زدیم فقط با دو تا وسیله،وقتی کامل شدن نتیجه ی جستجو و اطلاعاتم رو براتون میزارم در مورد همه چیز، چون خیـــــــــــلی تحقیق کردیم و تمــــــــــــام فروشگاه ها رو گشیم.

پی نوشت از آقا سید:

همسرم ، بهار عمرم روزی نیست که خدا رو بخاطر داشتنت شکر نکنم.

/ 15 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسرین و علی

[سوال]عزیزم مبارکه خریدهات راستی خانمی رها جونم من یه سوال دارم شما الان نامزدید؟آره پس چطور باهم یه جایید؟؟ عزیزم ایشالا خوشبخت بشید به پای هم پیر بشید از همدیگه سیر نشید[ماچ]

مریم

سلام بر زن آقا سید عزیز خواهر منم زن آقا سیده!وقتی اسم وبتو دیدم گفتم شاید مال خواهرمه ولی وقتی اومدم دیدم نیست آمـــــــــــــــا ارزش موندن و خوندن آرشیوو داشت.با اجازه لینکتون میکنم.

سحر(عشق بی پایان)

ســـــــــــــــلام وعرض ادب خدمت دوعاشـــــــــــق عزیز....خوبین؟ انشاالله که خوب باشین... ممنون ازینکه بهم سر زدین واقعا وب قشنگی دارین انشاالله که عاقبت بخیر شین[لبخند] من خیلی دوس دارم همه ی حرفاتونو بیام تک تک بخونم امروز نمیتونمو وقتشو ندارم[پلک]ببخشید.... انشاالله هر روز خداکه میگذره عاشق هم بشین ودرکنار هم آرامش زندگی رو بچشید[پلک] براتون آرزوی خوشبختی رو از خدای مهربونم خواستارم من با افتخار لینکتون میکنم چشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــم[پلک]

خانومی واقایی

آآآآخی! یاد اون روزهای خودمون افتادم که همه خیابون ها و اینترنت رو زیرو رو میکردیم واسه خرید وسایل زندگیمون! عزیزم از تک تک لحظاتت الانت لذت ببر که دیگه برگشتنی نیست این لحظال شیرین[رویا]

مریم (عسل بانو)

خیلی خوف بودن...[قلب] این تکه های عاشقانه رو دوس میدارم...[ماچ]

حورا

عاشقانهات مستدام! بالشتون همیشه یکی![چشمک]

مامان ثنا

سلام عزیزم وب جالب و به روزی دوسش داشتم و دارم سعی میکنم همیشه بهت سر بزنم تو هم به من سر بزن دوستون دارمو[قلب]