143 - ....

چند وقتیه که فایل های برنامه ی " گلبرگ" رو که خیلی وقت پیش دانلود کرده بودم دارم گوش میدم و تازه متوجه شدم، من! که فکر میکنم مثلا خیلی شوهر داری بلدم و خیلی نکات رو توی زندگیم رعایت میکنم، هیـــــــــچی بلد نیستم... یه نکته های ساده ای میگفت که اگه اونا رو بفهمی زندگیت رو شیرین تر میکنه، هر چند که به شناخت طرف مقابل تاکید زیادی داشت، یعنی چیزایی که در مورد شخصه همسرت وجود داره و توی هیچ کتابی نوشته نشده و برای هر فردی متفاوته.. اما خیلی از مباحث عمومیت داره. من که شدیدا توصیه میکنم این فایل ها رو از سایت شبکه 3 دانلود کنید و توی خونه وقتی مشغول آشپزی یا ظرف شستن یا گردگیری و ... هستین گوش بدین و رعایت کنید.

یکی دیگه از چیزایی هم که استاد دهنوی و کتاب های پیرامون زندگی زناشویی خیلی بهش تاکید دارن، اینه که حرف بزنید ، چیزی رو توی دلتون نگه ندارین، از طریق حرف زدن سعی در شناخت همدیگه بکنید. طوری نباشه که اگه 10 سال بعد هر دو رفتین پیش یه مشاور و مقابل هم نشستین و شروع به بیان عقیده هاتون کردین، همسرتون بگه : یعنی تو ایــــــــــــــن همه سال درباره من اینجوری فکر میکردی؟!

شروع کردم، حرف زدم، گفتم، شنیدم، خاطرات قبل از عقد رو مرور کردیم، کارامون، عواطفمون، تصمیمامون وقتی همه ی درها بسته شده بود و مطمئن شده بودیم که دیگه راهی وجود نداره... تصمیم گرفتیم کاری کنیم که تا آخر عمر کنار هم باشیم، اشک های اون روزهام و غمی که توی صدای آقا سید بود، اینکه میدیدم به هر دری میزنه، هر جور فکری میکنه که منو که عاشقش بودم برای خودش نگه داره....

جرات پیدا کردم، برای شنیدن حرفهایی که از شنیدنشون میترسیدم، ترس از اینکه عشقم رو از بین ببره، چیزی که توی یک سال و شش ماه گاهی اوقات از درون عذابم میداد اما اصلا به روی خودم نمیاوردم و نه ذره ای عشقم رو نسبت به آقا سید کمتر میکرد و نه ذره ای روی ابراز محبتم اثر داشت، فقط خودمو ناراحت میکرد.

و نتیجه ی همین حرف زدن ها، شد آرامش بیشتر..

+این پست هم قبل از برگشتن آقا سید رمزی میشه و هیچوقت هم عمومی نمیشه دیگه

_____________

از این به بعد پست هایی ثبت میشن ، بدون عنوان و بدون متن، شاید انشاالله روزی پر بشن از حرف های قشنگ

/ 8 نظر / 2 بازدید
پریسا

به نظر منم هیچ چیز به اندازه حرف زدن به آدم کمک نمیکنه...

دخترک - خطی خطی های من و تو

آخ که این حرف زدم غوغا میکنه .. من و همسری همیشه میریختیم تو دلمون , اما بالاخره حرف زدیم .. حرففففف ... اونقد که دیگه هیچی تو دلم نمونده ... خانوم آقا سید باورت میشه همین حرف های ساده ای که تو دلمون جمع شده بود و نگفته بودیم و حالا گفتیم .. زندگیمون رو بهشت کرد!؟‌ باورت میشه ... من هر وبی میرم و میبینم طرف نوشته با همسرم مشکل دارم , بهش میگم حرف بزن که این حرف زدن زندگی رو زیر و رو میکنه ...

ماه

من همش سكوت و گذشت و اين عذابم ميده گرچه يه آرامش واهي و بدون بحث و سرو صدا همراشه

سارا

چه فايده وقتي حرف بزني وهمسر قبول نكنه

آفتاب

سلام راهمایی خوبی بود.مرسی .

آفتاب

سلام بالاخره می ری کنار شوهرت ودر شهر کار او زندگی کنی یا نه؟ ان شالله تصمیم درست بگیری. فکر کنم رفته ای ؟ آره

ژینا

سلام اره حرف زدن خیلی کمک میکنه [عینک] چطور با خواهر شوهرت تو یک خونه [گاوچران]