162 - زن آقا سید و احساس خطر!

بلاخره امشب پختمش؛ کیک رو میگم. فوق العاده خوشمزه شد، مخصوصا موزها و خامه ی کاکائویی که وسطش گذاشته بودم.

امروز که آقا سید رفته بود بیرون، زنگ زد و گفت اون چیزه ضروری رو فراموش کرده ببره!!! اما من دیگه بهش نگفتم که میدونستم و یادآوری نکردم.

یکی از دوستان توی کامنت ها گفته بود اگه مرتب بگی کتاب ممکنه همسرت حساس بشه، مرسی که منو خواهرانه راهنمایی میکنید.

خلاصه اینکه امشب به آقا سید گفتم: اگه وقت داری بیا با هم حرف بزنیم، البته نه درباره خودمون و رابطه مون، درباره ی باربارا حرف بزنیم!!!

(بین خودمون باشه، باربارا گفته وقتی میخواین با مردا حرف بزنید دقیقا بهشون بگین درباره چی میخواین حرف بزنید و میخواین به کجا برسین و بعد شروع به توضیح دادن کنید!)

گفتم: نظرت درباره اینکه من هی میگم باربارا گفته چیه؟ ممکنه بعد از مدتی احساس کنی که روش حساس شد و بخوای واکنش نشون بدی؟

+: آره، کلا دوست ندارم زندگیمون یه چارچوب خاص داشته باشه که مجبور باشیم همیشه طبق اون عمل کنیم، دوست دارم خودمون هم خیلی کارا رو انجام بدیم و نتایج خوب و بدشون رو به چشم ببینیم

-: من یه زنم که وقتی کتاب رازهایی درباره مردان رو میخونم که تماما اشتباهات زنها رو گفته و بعد گفته مردها چی دوست دارن و شما چطور رفتار کنید که مورد رضایت مردها باشه و من دارم کارهایی که توی ذات یه زن هست رو از خودم دور میکنم، مطمئن باش که برام خیلی خوشایند نیست، اما ترجیح میدم که درست رفتار کنم، اما به طور کلی باهات موافقم

(بین خودمون بمونه؛ حرفای باربارا رو از این به بعد باید مخفیانه عملی کنم هر چند که آقا سید خیلی زرنگ تر از این حرفاست و متوجه کوچکترین تغییرها توی رفتار من میشه!)

البته که آقا سید اضافه کرد که دوست داره نکات این کتاب ها رعایت بشه اما نه سخت و قانونمندانه (منظورش رو خوب متوجه شدم و اصلا اون متن قراردای دیشب نبود) و اینکه اگه یک نفرمون اون نکات رو رعایت نکردیم مواخذه بشیم!

تا حالا که اینجور نبوده اما نمییدونم چرا آقا سید اینجور برداشت کرده!!

____

آقا سید نشسته و مطالعه میکنه، میگه بیا یه نظر بده برایــــ

گفتم تو جون بخواه، نظر که چیزی نیست!

خنده  هامون عاشقترمون میکنه

/ 22 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کفشدوزک

سلام این هنر توی هنرستانهای فنی حرفه ای آموزش داده میشه... پیشنهاد میکنم به لینک زیر یه سری بزنید. http://www.majidakhshabi.com/ftopict-5196.html به این وب سایت هم سربزنید. http://madreseherfe.blogfa.com موفق باشید

نیکی

سلام عزیز به ما هم خبر بده ببینیم این کتاب کار سازه [لبخند] عشقتون همیشگی

غزال

عزیز دلم معذرت میخام دخالت میکنم ولی اون کتاب اصلا به درد نمیخوره یعنی یه مدت داشت اساس زندگی منو از هم می پاشوند آخه اون چیزایی که نوشته مردای ما اصلا این شکلی تربیت نشدن .اما یه چیز خوبی که دوست دارم ازت تقلید کنم همون نوشتن تعهد نامست ودقیقا همون متن رو میخام بنویسم چون 3 ساله نتونستم درست کنترلش کنم ولی فکر میکنم این مورد کم کم بتونه جواب بده ممنون خیلی هم ممنون[قلب][قلب]

غزال

[قهقهه]تازه من هنرمند بگو عزیزم چه کمکی از دستم بر میاد الان تو اوج اعتماد به نفس بودم[نیشخند]

ماه

راستش هنرمند نيستم اما رشتم صنايع دستي هست اگه كمكي باشه با جان و دل انجام ميدم خوشحالم كه به نتيجه هاي خوبي رسيدي من با حرف آقا سيد موافقم عمل بشه به گفته هاي درستش اما نه سخت و قانومندانه و اينكه از كتاب برداشتهاي خودتو داشته باش ونقل و قول نشه به سند (كتاب )

ماه

آره گلم رشته دانشگام بود و الان واسه ارشد دارم آماده ميشم من تو سايت مامي سايت كه عضو بودم دوستان خيلي طرح گذاشته بودن همين كلماتو + مامي سايت سرچ كن اونجا فكر كنم تو مبحث معرق طرح بيشتر گذاشته بودن يه كتاب هست به ايم مشبك اونهم يه عالمه طرح داره و اما در مورد طرحهاي در دسترس خودم شما طرح نوشته (خطي) ميخواي يا تصويري؟

یه عاشق

ما اگه خدا بخواد میخوایم بیایم جنوب