255 - گام اول

بسم الله الرحمن ارحیم

قدم قدم تا ...

امروز اولین گام برای رسیدن به آرزوهای بزرگ آیندمون رو برداشتیم..

راه دور و درازی در پیشه..

ببخشید که هیچ توضیحی نمیتونم بدم. هر وقت گام ها بزرگتر و جدی تر شد حتما کامل خواهم نوشت.

/ 15 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا

سلام خودم من درکت میکنم الان تو شرایطی مثل تو قرار گرفتم و چه سخته تموم لحظه هایی که وقت میذاری انرژی میذاری ولی کسی حداقل کمترین توجه یا کوچیکترین حسی نشون نمیده شاید من و تو بیشتر بتونیم همدیگه رو درک کنیم من الان خیلی کلافه ام و زندگیم روی لبه پرتگاهه ای کاش خدا خودش به این مردا حالی کنه ای کاش خدا درکمون کنه ای کاش خدا کمکمون کنه دیگه نه اعصابی مونده و نه دلی نمیدونم شاید مقصر خودمونیم شاید یه روزی بیاد به چنین مشکلاتی که داشتیم بخندیم شاید اون روزی دچار مشکل بزرگتر و بدتر شده باشیم یا شاید شوهرامون 180 درجه تغییر کرده باشن و همدلمون باشن

مژی

برات آرزوها خوبی دارم گلم انشالله که موفق باشید و بهترین ها پیش بیاد

خودم

نه عزیزم من متاهلم یه بچه هم دارم. فکر نمیکردم که اینقدر رو لفظهای زن و دختر دقیق باشی!!!!! راستش نمیدونم چرا میگی اقا سید کم حرفه؟ چون همین چند پست پیش بود که گفتی هر شب حداقل یک ساعت با هم حرف میزدید! درحالی که من و مستر اوج دیالوگ تلفنیمون ده دقیقه هم نمیشه! سلام چطوری خوبی خوبم تو چطوری؟ خواستم حالتو بپرسم قربونت عزیزم ممنون. فدای تو. کاری نداری خداحافظ. همین! در حالی که من یه ادمی ام که حداقل تماس تلفنیم با دوستام نیم ساعت میشه. حالا حساب کن چقدر شوهرم کم حرفه! و همیشه هم در جواب من که ازش میخوام یه کم بیشتر حرف بزنه میگه من همیشه همینطوری ام! و تو نباید برداشت بد بکنی که حرف نزدنم به معنای دوست نداشتن تویه! راستش بعضی وقتها فکر میکنم که چرا من ازدواج کردم اصلا؟ چه گلی به سر خودم و مستر زدم که ازدواج کردیم؟ تازه حماقت بزرگتر که بچه هم اوردیم! همه اش هم به خاطر این بود که من عاشق مستربودم و چون اون بچه میخواست قبول کردم. هزار بار بهش گفتم بریم پیش مشاوور که ما وقت بچه مون هس یا نه. گوش نکرد. اخرش هم موندیم با حوضمون :( زهرای عزیزم میام وبت. من هم خیلی اوضاعم بی ریخته..

سمیه م

انشالله به سلامتی و مبارکی باشه :)

رایحه

از تو حرکت از خدا برکت.نیتهای خوب همیشه به ثمر می رسند.موفق باشی دوست خوبم.

خانومی (عشق ابدی من و همسرم)

+ برای تو و آقا سیّد و سیّد مهدی ِ عزیز، بهترین ها رو آرزو می کنم عزیزم.. امیدوارم توی تمام ِ گام های زندگیتون موفق و راضی باشین..[ماچ]

نارسیس

سلام گلم.یه راهنمایی دیگه میخواستم از شما دوست گلم. من الان قصد حاملگی دارم خواستم ببینم ایا داشتن فرزند میتونه روابط من و همسریم رو کمرنگ کنه با این وجود که من خیلی بهش وابسته هستم یا نه. میترسم دیگه نتونیم تو خونه با هم این راحتی که الان دارم دیگه داشته باشیم.لطفا من رو راهنمایی کنید با این وجود که تو پست های قبلیت خود شما هم از این بابت نگران بودید و همچنین اقدامات قبل از بارداری چه کار باید بکنم؟شما چه کارهایی انجام دادین واسه داشتن یه فرزند سالم؟

Mahtab

کامنتی های من نمیاد؟ [ناراحت]

سارا

سلام خانم خوبی خیلی حوصله ام سر رفته بود واقعا تنهام

نارسیس

از شما دوست گلم خیلی ممنونم که من رو در مراحل مختلف زندگیم راهنمایی میکنید.انشااله شما و اقا پسر گلتون و همسرتون همیشه در پناه خدا سالم و خوشبخت در کنار یگدیگر صمیمانه زندگی کنید.آمین.بخدا اگه ناراحتت کردم ببخش من منظوری نداشتم و فقط اینهایی که پرسیدم واسه خودم سوال بود.باز هم من معذرت میخوام.امیدوارم ناراحت نشده باشی.